حضرت مهدى ( عج ) درباره احوال شيعيانش باشد كه فرمودند سود رسانىام در عصر غيبت براى شيعيان همانند سود رسانى خورشيد از پشت ابر است .
هى دارُ غيبتهِ « 1 » فحَىِّ قبابَها * وَ الثَم بأجفانِ العيونِ تُرابَها
بُذلت لزائرِها و لَو كُشفَ الغَطا * رأيتَ أملاكَ السَما حِجابَها
وَ لَوَ النُّجومُ الزُهرُ تملكُ أمرها * لَهَوَت تقبِّلُ دهرها أعتابَها
( حلّى ، 1404 : 32 )
حجبَ اللهُ بِها الداعى الذى * هو لِلأعيُنِ قد كانَ ضياءا
و بِها الأملاكُ فى ألطافِه * لِلورى تهبِطُ صُبحاً و مساءا
( همان : 30 )
آن خانهى غيبت حضرت مهدى ( عج ) مىباشد پس به سوى گنبد آن بشتاب و خاكش را با پلكهاى چشم ببوس ( خاكش را سرمه چشمانت قرار بده ) .
براى زائر آن اختصاص داده شده و اگر پردههاى آن برداشته شود حتماً مىبينى كه فرشتگان آسمان حجاب آن هستند ( سراى غيبتش به پهناى آسمانهاست كه او را پنهان كرده است ) .
و اگر ستارگان درخشان اختيار داشته باشند حتماً فرود مىآيند تا آستانهى او را ببوسند .
خداوند دعوت كنندهاى را كه نور چشمان انسانهاست به وسيله غيبت پنهان كرد
و بواسطه غيبت ، فرشتگان ، الطاف الهى را صبح و شام براى مردم فرود مىآيند .
شهريار نيز در منظومه تركى « سهنديه » كه در قالب آزاد و نيمايى است ، از فتنهها و گمراهىهايى كه در زمان غيبت شكل گرفته و از مسموميتهايى كه در فضاى جوامع
هامش
( 1 ) منظور از سراى غيبت ، ناحيه مقدسه است ، اين تعبير احترام آميز ، كنايه از جايگاه مخفى حضرت ولى عصر ( عج ) و يا كنايه از شخص آن حضرت بوده ، كه اين اسم رمز ، در زمان غيبت صغرى رواج داشته است . شيخ طوسى فرموده است : شيعيان در زمان غيبت نخستين ، از آن حضرت و از غيبت او به ناحيه مقدسه تعبير ميكردند و اين رمزى بود كه شيعيان آن را ميشناختند و از امام را به يكديكر معرفى مى نمودند . ( اربلى ، 1381 : 309 )