اين كودك سه ساله و شهادت وى در خرابههاى شام اشاره كرده است .
4 - 1 - 8 - 1 - 1 شهر شام
شهر شام در اشعار شهريار نماد نهايت مشقّت است كه بهترين تصوير را استاد شهريار در منظومه « حيدر بابايه سلام » خلق كرده است :
حيدر بابا - ى ار - يولداشلار دوندولر * از جور و بىوفايى ياران فغان و آه
بيربير منى چولده قويوب چوندولر * فرياد از اين گروه رفيقان نيمه راه
چشمهلريم ، چراغلاريم ، سوندولر * مردند شمعهاى من اندر شب سياه
يامان يئرده گون دوندى ، آخشام اولدى * خورشيد شد نهان و جهان تيره فام شد
دنيا منه خرابه شام اولدى * دنيا مرا خرابه جانكاه شام شد
( شهريار ، 42 : 1369 ) ( شهريار ، 1377 ، ج 343 : 2 )
اين نكته شايان ذكر است كه اصطلاح « خرابه شام » را كسى به اين زيبايى و بدين جامعيت بيان نكرده است .
4 - 1 - 8 - 1 - 2 رقيه ( س ) ؛ عاطفهاى لبريز
شهريار در ابيات زير به يتيمى اشاره دارد كه از خاندان نبوت و دردانهى حضرت بتول است و كودكى است كه در تنهايى و تاريكى در خرابهى شام جان داد ، به همين سبب است كه نقطهى حساس عزاداران است و با ذكر مصيبتهاى او اشكها چون سيل روان مىگردد :
درّيست يتيم از صدفِ آل رسول * دُردانهى يكتاى زهراى بتول
او نقطهى حساس عزاداران است * اشكى كه به اين ( رثا ) رسد باران است
در منبر اسلام كز او نام برند * نامى هم از اين خرابهى شام برند
( خشكنابى ، 122 : 1379 )