تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
پرداخته ؛ آن هم به اين جهت كه او دختر پيامبر و مادر حسين است و از اين طريق خواسته به نسب و تبار اباعبدالله اشاره كند . وى زنان حاضر در كربلا را در زير مجموعه " نساء ، بنات أحمد ، و بنات الزهرا ، بنات فاطمه " مطرح ساخته است و به صورت مستقل به شخصيت حضرت زينب نپرداخته است . در اينجا نمونه‌اى از اين اشعار ارائه مىگردد ، كه در آن شاعر با رويكردى تاريخى به بيان مصيبت‌هايى كه در كربلاى سال 61 هجرى بر دختران زهرا گذشته ، و نيز از اسارت و آوارگى آنان از شهرى به شهر ديگر مىپردازد و مىبينيم كه رويكرد بكايى شعر بر رويكرد تاريخى آن غلبه كرده و مىتوان حزن و اندوه شاعر را از پريشان حالى كودكان و زنان كربلا مشاهده نمود :
و مَن مُبلغُ الزهراء أنَّ بناتَها * عليها الرزايا و المصائبُ عُكَّف تَطوفُ بِها الأعداءُ فى كلِّ بلدةٍ * فمن بلدٍ أضحت لِآخرَ تُقذفُ اذا رأت الأطفالَ شُعثاً وجوهُها * و ألوانها مِن دَهشةِ الرُزءِ تَخطفُ تَعالى الأسى و استعبرت و من العَدى * حِذاراً دُموعَ المُقلتَينِ تُكَفكِفُ لقد قطَّعَ الأكبادَ حزناً مصابُها * و قد غادرَ الأحشاءَ تَهفُو و ترجفُ
( حلّى ، 1404 : 59 )
مُصابٌ أطاشَ عقولَ الأنامِ * جميعاً و حيَّرَ أذهانَها
( همان : 111 ) و كيست كه به حضرت زهرا ( س ) خبر برساند كه بر دخترانش سختى و مصيبت خيمه زده است . دشمنان در هر شهرى ، آنها را مىگرداندند و از شهرى به شهر ديگر رانده مىشدند . هنگامى كه ( زنان ) كودكان را ديدند كه چهره‌شان آشفته است و رنگ‌هاى شان از ترس مصيبت پريده است . غم و اندوه‌شان زياد گشت و اشك ريختند و اندوهگين شدند و به خاطر ترس از دشمنان