تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
قتل طفلى كه يكى به دنيا نيامده و ديگرى هنوز زبان باز نكرده ؛ هيچ توجيهى نيست جز اينكه بگوييم بنىأميه و سرانى كه در سقيفه نقش داشتند كينه‌اى كهنه و قديمى نسبت به خاندان رسول الله در دل داشته‌اند كه بلافاصله بعد از وفات رسول الله از چهره‌ى منافقانه خود پرده برداشتند . شهريار ، نيز در قطعه‌ى « تضمين » ، كه در واقع تضمينى است از يكى از مراثى دلريش « 1 » ( شاعر مرثيه پرداز آذربايجان ) ، با رويكردى عاطفى ، صحنه شهادت طفل شيرخواره حسين و سوز و ناله مادرش رباب ، آن هنگام كه تير گلوى فرزند شش ماهه اش را مىدرد ، به تصوير مىكشد و تمام هستى ، از ديدن صحنه خونين كربلا ، به ناله و فغان مىافتد . تصويرى كه شاعر ارائه مىدهد از نوحه و عزاى " قلم و دفتر " در حوزه مكتب رمانتيسم مىگنجد . هيچ يك از اين صفات در ذات قلم و دفتر نيست ، بلكه حالات روح شاعر است كه به اين پديده‌ها نسبت داده شده است . شاعر رمانتيك از رهگذر تصوير ، درون خويش را با طبيعت پيوند مىزند و با تمسك به پديده‌هاى طبيعت ، حالات ذات خود را بيان مىكند . تصوير در شعر رمانتيك ميانجى و ابزار ساختار شعر است ، زيرا ابزار شناخت و احساس شاعر و صداى احساس و عاطفه شاعر است ؛ بنابراين شاعر شئ را به شكل واقعى و عينى به تصوير درنمىآورد بلكه رنگ احساس خود را به آن مى بخشد ( اليافى ، 114 : 1983 ) . اين ابيات سرشار از احساسى دلگير و غم‌انگيز است . صفاتى كه به اشيا داده شده همگى در يك جهت ، حركت مىكنند و احساس مخاطب را در پى خود مىكشانند :
حسينين نوحه سين ( دلريش ) يازاندا * مسلمان سهلدير كه كافر آغلار آتاندا حرمله اوخ كربلاده * گؤريدين دشمن آغلار ، لشكر آغلار رباب ، نيسگيل دؤشونده سود گؤرنده * على اصغرى ياد ايلر آغلار
هامش
( 1 ) اصغر دلريش ، از شاعران توانا و نوحه سراى آذربايجان در نيمه دوم قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم هجرى است . ديوان اشعارش به صورت سنگى در تبريز چاپ شده و بعدها چند بار به صورت افست به طبع رسيده است . برخى از ابيات عاشورايى او به قدرى مشهور شده كه بيشتر مردم ، آن را از برمى خوانند و در واقع به شكل شعار عاشورا و ترجيع تعزيه خوانيها در آمده است .