تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
و تَجاوبت فوقَ السما * غرُّ الملائكِ بالنياح جزعاً ليومٍ فيهِ قَد * غلبَ الفِسادُ على الصَلاح
( حلّى ، 1404 : 68 )
لا أبيضَّ يومٌ بعدَ يومِكَ إنَّه * ثَكِلَت سَماءُ الدِّينِ فيهِ ذُكاءُها يومٌ علَى الدنيا أطلَّ بروعةٍ * مُلأَت صُراخاً أرضُها و سماءُها و استكَّ مَسمعُ خافِقيها مُذ بها * هَتف النعىُّ مُطبِّقاً أرجاءها
( همان : 51 )
و رقى إلى أعلا الجَنانِ * مَعارجِ الشَرفِ الصُراح
( همان : 69 ) ( روز شهادت ) در بالاى آسمان ملائك نورانى با نوحه و سر و صدا با هم گفتگو مىكردند و پاسخ يكديگر را مىدادند . به خاطر روزى كه در آن فساد بر درستى غلبه پيدا كرده ، جزع و ناله مىكردند . هيچ روزى بعد از روز تو روشن مباد زيرا در آن روز خورشيد آسمان دين عزادار شد ( خورشيد درخشان آسمان دين داغدار است و هستى تيره و تار گشته و بخاطر اين روز سخت ، اندوه و غم بر دنيا چيره گشته است ) . روزى كه سايه‌ى ترس و وحشت را بر دنيا فرو افكند و آسمان و زمين از فرياد پر شد . از زمانى كه آورنده خبر مرگ ، فرياد زد و خبر همه جا را فرا گرفت ، گوش مشرقيان و مغربيان كر شد . و ( اين خبر ) تا بالاترين درجه بهشت يعنى پله‌هاى بزرگوارى و مجد خالص و ناب پيش رفت . شهريار نيز در قطعه « تضمين » ، صحنه‌اى را به تصوير مىكشد كه در آن پيراهن خونين حسين ، دست مادرش زهراست و قيامت از ديدن اين صحنه به غوغا در آمده و دگرگون شده