اين مصيبتها و سختىها ، يأس و نااميدى پيشه نمىكند بلكه به كسانى پناه مىبرد كه واسطه شفاعت و ابواب رحمت و اميد هستند و اگر چه سختىهاى روزگار تمام اعضا و جوارحش را تكهتكه كرده ، اما اعتقادى كه در وجود وى موج مىزند ، او را به در امام حسين مىكشاند و ايشان را شفيع قرار مىدهد و اين شفاعت جستن در لحظهاى كه ظلم و ستم با تمام قوا انسان را تحت فشار قرار مىدهد ، نشان از صدق التزام و تفكر شيعى اسلامى وى است ( سليمان ، 84 : 1981 )
سيد حيدر در جايى ديگر از ديوانش نيز ، درباره توسل و اميد جستن به امام حسين ( ع ) و برادرش حضرت ابوالفضل العباس ( ع ) سخن مىگويد و در برابر مصائب و سختىها ، دو فرزند على ( ع ) را حرم امنى براى خود مىبيند كه در سايهى آنها از هر گزندى در امان است :
حبستُ رجائى عنِ الباخِلينَ * و أنزلتُ فى إبنَى ( علىٍّ ) رجائى
هالى حِرزٌ مِن النائبا - * تِ بَل حَرَمٌ مِن جميعِ البَلاءِ
أرىَ الدَهرَ مِن حيثُ لاأتَقى * رَمانى و يعلمُ أنتُم وقائى
( حلّى ، 31 : 1404 - 30 )
اميدم را از بخلورزان قطع كردم و اميدم را در دو پسر على ( امام حسين و حضرت اباالفضل ) قرار دادم .
هان بواسطهى آنان من تعويذى در برابر مصيبتها بلكه حرم امنى در برابر همه بلايا دارم .
مىبينم روزگار از آنجايى كه نمىترسم مرا نشانه رفته است ( سختىهايش را بر من نازل مىكند ) در حالى كه مىداند شما محافظ من هستيد
شهريار تنها در يك بيت به اين مسئله پرداخته است . او خود را غرق دنيا مىداند و امام ( ع ) را كشتى و كشتىبان فلاحت و رستگارى مىداند كه همه دريادلان غرق وسعت دل دريايى او هستند :