تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
السلام است . اولين آنها حضرت آدم است . او زمانى كه به زمين فرود آمد حواء را نديد پس به جستجوى او بر روى زمين پرداخت تا اينكه به سرزمين كربلا رسيد ؛ بدون هيچ دليلى غم و اندوه او را فرا گرفت ؛ در مكانى كه حسين ( ع ) در آن كشته شد ، به زمين خورد و خون از پايش جارى شد ، رو به آسمان كرد و فرمود : پروردگارا ! آيا گناهى از من سر زده است كه چنين مجازاتم مىكنى ؟ همه‌ى زمين را گشته‌ام اما حالتى كه در اين سرزمين به من دست داد ، در هيچ جايى از اين زمين به من دست نداد . خداوند به او وحى كرد : اى آدم تو گناهى مرتكب نشده‌اى ، اما در اين سرزمين فرزند تو حسين تشنه كشته خواهد شد ، خون تو موافق باخون او ريخته شد . آدم فرمود : پروردگارا ! آيا حسين جزء انبياء است ؟ فرمود : نه ، اما سبط محمد نبى است . آدم پرسيد : قاتل او كيست ؟ خداوند فرمود : قاتل او يزيد است كه مورد لعن اهل زمين و آسمان است ؛ تو نيز بر او لعن بفرست ، آدم چهار مرتبه او را لعن كرد و به سمت كوه عرفات حركت كرد و حوّاء را در آنجا يافت . ( مجلسى ، 1403 ، ج 242 : 45 ) پنجمين پيامبرى كه در سرزمين كربلا فرود آمده حضرت موسى ( ع ) است . روايت شده كه روزى موسى ( ع ) در مجمع البحرين ، با خضر سلام الله عليه ملاقات نمود ، آنگاه از آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم و مصائب و شدايد ايشان صحبت كردند تا اينكه به قضيه شهادت حسين عليه السلام رسيدند و صداى آن دو به ناله و گريه بلند شد . خداوند خطاب به موسى عليه السلام فرمود : اى موسى ، جماعتى طاغى و ياغى كه خود را از امت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم مىشمارند ، فرزند گراميش را در زمين كربلا مىكشند سپس او را بدون غسل و كفن بر روى خاكها بيندازند و اسباب او را به غارت ببرند و زنان او را در شهرها بگردانند و ياران او را شهيد نمايند و سرهاى ايشان را بر سر نيزه‌ها كنند و در بلاد بگردانند . اى موسى ، اطفال صغير ايشان از تشنگى هلاك شوند ، و بزرگانشان در ميان آفتاب پوست بدنشان به هم كشيده شود . آنگاه موسى عليه السلام گريست . خطاب رسيد اى موسى بدانكه هر كس گريه كند يا بگرياند و يا خود را شبيه گريه كننده‌ي بر حسين عليه السلام كند ، بدنش را بر آتش حرام كنم . ( همان : 244 )