گريه بر شهيد ، مىكوشند تا وجدان آدمى را بيدار نموده و عواطف انسانى را به خدمت گرفته و انقلابى بيافريند تا بر دستگاه ستم بشوراند . شايد به دليل همين نقش سازندهى گريه است كه پيامبر ( ص ) پس از واقعه احد و شهادت عموى خويش حمزه سيد الشهداء ، مردم را به گريستن بر او دعوت مىكند و امام صادق و امام باقر ( ع ) با برپايى مجالس سوگوارى و دعوت از شاعران به سوگ سرايى بر اهل بيت بر شهيدان اسلام مىگريستند . از سوگنامههاى شاعران اهل بيت بر مىآيد كه گريهء مطلوب شاعر شيعى ، زانوى غم در بغل گرفتن و در كنجى خزيدن نيست ، بلكه ندبهى شاعر عاملى در جهت تحريض احساسات ديگران بود و به بيان ديگر ، گريهها گريهى سياسى و قيامِ زارى در جهت رسوا ساختن حاكمان بيدادگر و معرفى و شرح جور و ستم آنان بود . البته در رثاى شاعران براى غير اهل بيت ، از آنجا كه شاعر موقعيت و منافع برتر خود را از دست مىدهد ، در مرثيه گريه سر داده و ديگران را به گريه دعوت مىكند . ( محمد رضايى و همكاران ، 337 : 1389 )
سيد حيدر در ابيات ذيل ، پيامبران الهى را به ندبه فرامىخواند و حضرت آدم و حضرت نوح و موسى ( ع ) را ندا قرار مىدهد كه كجائيد تا بيائيد و عزاى پسر فاطمه را برپا كنيد . فراخواندن پيامبران الهى كنايه از اين دارد كه عزاى حسين ، عزايى عالمگير است و مربوط به زمان و مكان خاصى نيست و آفرينش در روز عاشورا به ندبه بر حسين برخاسته و همه پيغمبران الهى براى عزاى حسين از عرش به زمين كربلا فرود آمدند . او در اين قصيده به نابودى حكومت نبوى بعد از شهادت ايشان و از بين رفتن معيارهاى اسلامى در جامعه اشاره مىكند و از اين طريق به صورت كنايه به ظلم و ستم جامعه خود و نبود حكومت اسلامى و فقدان عدالت ، گريزى مىزند .
وى در اين قصيده از گرفتارى و اندوه انبياء الهى در زمين كربلاء تأثير پذيرفته است . در كتب مقتل و ساير كتب دينى درباره اين موضوع نيز سخن گفته شده است ؛ بحار الأنوار از جمله اين كتب است كه به موضوع ابتلاء انبياء در سرزمين كربلا پرداخته است . از جملهى انبيائى كه در سرزمين طف فرود آمدهاند ، حضرت آدم ، حضرت نوح و حضرت موسى عليهم
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 237
مساهمون: گلثوم تنها
ص٢٣٧