تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
كربلا فرصتى براى باز توليد خطبه هاى آتشين روح دردمند على از زبان زينب وسجاد است . كربلا اوج عبوديت وبندگى خلق در پيشگاه خالق است كه درنماز ظهر عاشوراى حسين ( ع ) تجلى مى يابد . كربلا محل تظاهر عشق وعواطف عميق انسانى واوج كمالات وفضائل معنوى است . سيد حيدر مصيبت كربلاء را غير قابل نسيان مىداند و عاشورا چنان تصوير مىكند كه خون شهيدان در آن جارى و اشك‌ها در آن جامد است . در ابيات زير به زيبايى به توصيف مصيبت جانكاه كربلا پرداخته و سوز و گداز آن را وراى همه‌ى دردها و سوز و گدازها دانسته است . سيد حيدر در اين ابيات خود را انسانى صبور و مقاوم در برابر حوادث روزگار و فشار زندگى و ناملايمات آن معرفى مىكند ؛ اما در برابر يك چيز تسليم گشته و وجودش را حزن و اندوه فراگرفته و آن حادثه كربلاست كه سينه‌ها را به آتش مىكشد و خون از چشم‌ها جارى مىسازد . شاعر حماسى و مقاوم در برابر حوادث روزگار ، آنگاه كه مىخواهد احساسش درونىاش را از كشته شدن حسين بن على به قلم در آورد ، عاطفه بر شعرش سيطره مىيابد . و همچون مادرى كه كودكش را از دست داده به ناله برمىخيزد . وى همچنين از روايت افرادى چون بيهقى و ديگران كه نقل كرده‌اند : « هنگامى كه امام حسين ( ع ) به شهادت رسيد ، خورشيد گرفت و آن قدر تاريك گشت كه هنگام ظهر ستاره‌هاى آسمان ظاهر گرديدند ؛ آنچنانكه مردم پنداشتند قيامت شده است » . ( فيروز آبادى ، 1392 ق ، ج 292 : 3 ) در اين ابيات بهره برده است :
و لا مثلَ يومِ الطفِّ لوعةُ واجدٍ * و حَرقةُ حَرّانٍ و حَسرةٌ مُكمدِ
( حلّى ، 1404 : 71 )
و فجايعُ الأيامِ طائفةٌ * شرقاً و غرباً شأنُها الخَلسُ وَ أجلُّها يومُ الطفوفِ فلا * و هُم تَصوَّرَه و لا حدسُ يومَ أبو السجادِ ألقَحَها * شعواءَ تَزهقُ دونَها النفسُ