دشمنش هم آب مىبندد به روى اهل بيت * داورى بين با چه قومى بىحيا دارد حسين
بعد از اينش صحنهها و پردهها اشكست و خون * دل تماشا كن چه رنگين سينما دارد حسين
( شهريار ، 70 : 1361 )
4 - 1 - 4 - 1 - 3 خون و رنگ سرخ
خون و رنگ سرخ از واژههاى مشترك شعر هر دو شاعر است . اين موضوع بيانگر اين مطلب است كه خون ، به هر حال ، جزء جدانشدنى اشعار عاشورايى است ؛ سيدحيدر در شعرش به گردن به خون آغشته علىاصغر ، كه به ناحق از روى ظلم و جفا به شهادت رسيد ، اشاره مىكند و از امام زمان مىخواهد كه به خونخواهى طفل شش ماهه برخيزد و اين خون نماد قيام و خونخواهى است عليه تمام مستكبران و ظالمانى كه به ظلم و ستم در جامعه اسلامى مىپردازند كه شامل جامعه شاعر كه عثمانىها بر آن حاكم بودند نيز مىشود :
و رضيعةٌ بدَمِ الوَريدِ * مُخَضَّبٌ فَأطلُب رضيعةً
( حلى ، 90 : 1404 )
و شيرخوارهاش به خون آغشته و با خون گردن رنگين شده است ؛ پس به خونخواهى شيرخوارهاش برخيز .
شهريار با به كارگيرى رنگ سياه ، به مراسم عزادارى عاشورا و سيه پوشى آنان اشاره مىكند ، نگاه شهريار به رنگ ، نگاهى برگرفته از رويكرد رثا و بكائى است . استفاده از كلمه خون در شعر شهريار ، بر خلاف عرف انقلابى ، جنبه عاطفى دارد . او خون را براى بيان شدت حزن و اندوه خويش به كار مى برد . بنابراين مى توان گفت نگاه شهريار برخاسته از فرهنگ سوز و عاطفه است :
به جامه هاى سيه كودكان كو ديدم * دلم به ياد اسيران كربلا خون شد