به ياد تشنه لبان كنار نهر فرات * كنار چشم من از گريه رود كارون شد
( خشكنابى ، 108 : 1379 )
4 - 1 - 4 - 1 - 4 از جان گذشتن
گذشتن از جان و مال و همه هستى و دارايى خود ، از ديگر مظاهر عرفانى و جلوههاى معنوى عاشوراست . در همان آغاز سفر ، صحبت از بذل گرامىترين سرمايه انسانى ، يعنى جان ، در ميان است . امام حسين ( ع ) ، آمادگى براى جان نثارى را شرط لازم براى همراهى با كاروان عاشورا بر مىشمارد و خطاب به همراهان خويش مىفرمايد :
« مَن كانَ فينا باذلًا مُهجَتَهُ و مُوطّناً على لقاءِ اللهِ نفسَه فليَرحل معَنا »
( هر كس آمادهى نثار خون خود در راه ماست و جانش را در راه ديدار خدا بر طَبق اخلاص مىنهد ، با ما كوچ كند . » ( سيدبن طاووس ، 60 : 1387 )
سيد حيدر حلى و شهريار ، هر دو در يك بيت ، به اين مضمون و از جان گذشتگى حسين بن على ( ع ) اشاره كردهاند :
نَعَى مَن بِجَنبِ اللهِ للموتِ نفسُه * يجودُ بها بينَ القَواضبِ و السُمرِ
( حلّى ، 1404 : 81 )
( جبرئيل ) خبر مرگ كسى را داد كه در كنار خدا ، خودش را بين شمشير بسيار تيز و نيزه ، براى مرگ مىبخشيد .
خون حسينبن على ( ع ) و فرزندانش در راه احياى دين خدا و رسولش ريخته شد و قطره قطرهى اين خون در صفحات تاريخ ، ايثار انسانهايى را به تصوير مىكشد كه بر سر آرمانهاى الهى خويش جنگيدند و شهيد شدند و شهريار بيتى با اين مضمون دارد :
جوش زد خون حسين و آخرين سرمشق داد * عارفان محوند در آن درس عرفانى هنوز
( همان : ج 539 : 1 )
4 - 1 - 4 - 1 - 5 كربلا
از ديگر موضوعات مشترك بين دو شاعر ، پرداختن به كربلا و مصيبتهاى آن است .