اميرالمؤمنين است كه در شعر سيد حيدر به چشم نمىخورد ، اما شهريار در اشعار خويش به زيبايى به توصيف شبهاى تنهايى و مناجات على ( ع ) با معشوق پرداخته است .
مثنوى « افسانه شب » شهريار ، نمونهى تكامل يافته سبك رمانتيك است و در اين مثنوى به شدت از روش و انديشهى نيما متأثر است . در اين مثنوى بلند ، پاره مربوط به على ( ع ) از اوجهاى بىترديد شعر اوست كه شاعر در بخشى از آن به راز و نياز على و عبادتهاى او در شب هنگام و الفت او با شب و تاريكى اشاره دارد . شاعر در اينجا با بهرهگيرى از آرايههاى ادبى چون اضافه استعارى در « دل شب » و « سينه آفاق » و واج آرايى در بيت سوم در حرف « ش » به زيبايى و تأثير گذارى شعر خويش افزوده است :
على آن شير خدا شاه عرب * الفتى داشته با اين دل شب
شب ز اسرار على آگاه است * دل شب محرم سرالله است
شب شنفته است مناجات على * جوشش چشمه عشق ازلى
فجر تا سينهء آفاق شكافت * چشم بيدار على خفته نيافت
( شهريار ، 615 : 1373 )
شاعر در ادامه همين مثنوى ، از نالههاى شبانه شاه ولايت در چاه مىگويد كه تا قصر افلاك بالا مىرود . شهريار در اين ابيات با استفاده از تقابل معنايى كه در شعرش حاكم است ، تصويرى هنرى و پويا خلق كرده است . او از شاهى سخن مىگويد كه در كنار ديوار خرابه ، به خوابى نوشين فرو رفته است . همچنين با بهره جستن از آرايههايى چون تشخيص و استعاره اين تصاوير را زيباتر كرده است . در شعر شهريار " تشخيص " مؤثرترين ترفند هنرى براى ابراز اندرون پرشور و در عين حال متلاطم شاعر است . شهريار به سبب قدرت و وسعت عاطفه و تداوم حالت درونى ، به تصاوير تحرك و زنده رو مىآورد . ضرورت اين تصرف هنرى با گرايش درونى شاعر به تصويرهاى پويا و زنده ، به تشخيص در شعر او وسعت خاصى بخشيده است . ( شريفى ، 3 : 1385 )