تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
گو ببيند زينب اين غوغاى خونخواه بسيج * تا علمدارش گشايد بال شاهين علم مىدهد فرمان حسينت كو بُود شاه بسيج * اشك و خون مىبارد از آفاق آذربايجان خود به مژگان رفته آذربايجان راه بسيج * مىزدايد دود آه خيمه‌هاى سوخته خيمه و خرگاه زد در كربلا آه بسيج * كوردل بودند اهل كوفه و بيعت شكن قوم سلمان است اين قوم دل آگاه بسيج * غرّش اى شير خدا بَبر و پلنگ خفته را تا شود صداميان خرگوش و روباه بسيج * لشكر اسلام شد چون سيل و طوفان در خروش كفر اگر خود كوه باشد مىشود كاه بسيج * روز كين و انتقام است از گروه حرمله چند باشد داغ اصغر زجر جانكاه بسيج * كربلا تشنه است و بر سقّاى خود چشم انتظار طلعت ماه بنىهاشم بُود ماه بسيج
( شهريار ، 1387 ، ج 1176 : 2 )