است در حالى كه شهريار از حضرت على ( ع ) طلب كمك كرده است كه اين اختلاف مىتواند بيانگر اين باشد كه سيد حيدر به دنبال ايجاد فضايى براى قيام و شورش است و نداى انقلاب سر مىدهد . اگر چه همين حس را در شعر شهريار نيز مىتوان احساس كرد اما سيد حيدر با فراخواندن امام عصر به عنوان منجى بشريت و قيام كننده عليه ظالمان ، به اين مسئله جامهى عمل پوشانده است .
4 - 1 - 3 - 1 - 7 غدير
يكى ديگر از مضامين مشترك بين دو شاعر مسئله غدير است . بعد از رحلت پيامبر اكرم ( ص ) ، امام على ( ع ) از صحنه سياسى براى مدتى دور ماند و هر چند دوباره به اصرار مردم امر خلافت به ايشان واگذار شد ؛ اما در نهايت بنى اميه و سپس بنى مروان و بعد بنى عباس فرزندان على ( ع ) را از خلافت دور نگه داشتند . شاعران شيعه ، همواره در اشعار سياسى خود به اين موارد اشاره كرده اند و براى اثبات حقانيت و مشروعيت امرخلافت به دست على ( ع ) و فرزندان او ، دلايل و مستندات خود را ذكر كرده اند . سيد حيدر با شهادت امام على ( ع ) به ضايع شدن حق توسط باطل اشاره مىكند و از ناديده گرفتن وصيت پيامبر ( ص ) در روز غدير خم و انتخاب جانشين بر حقشان و از به حكومت رسيدن باطل و نيز از آشكار شدن چهره واقعى منافقان بعد از وفات رسول خاتم و ظلم و جورشان بر خاندان و اهل بيت ايشان كه تا آن روز كينهى خود را در دل پنهان كرده بودند ، سخن مىراند و اهل بيت را به گله هاى هدايتى تشبيه مىكند كه بعد از ايشان ، طعمه گرگهاى پير و سياه و بىمو گرديدهاند و ناديده گرفته شدن حقّ ولايت حضرت على را به تكه گوشتى تشبيه كرده كه بين دندانهاىشان جويدند . شاعر در اينجا به صورت غيرمستقيم به فاجعه عظيم كربلا نيز اشاره دارد كه به دليل كينههاى قديمى كه اين منافقان از جنگهاى بدر و احد و . . . داشتند ، فرزند زهرا و على ( عليهم السلام ) را سر بريدند و شنيعترين رفتارها را با خاندان نبوت كردند . شاعر خطاب به پيامبر ( ص ) مىگويد :
إنَّ الأُولى على النفاقِ مَرَدُوا * قد كشفوا بعدكَ عن نقابِه