پيشوايى كه ز شوق ديدار * مىكند قاتل خود را بيدار
ماه محراب عبوديتِ حق * سر به محراب عبادت مُنشق
مىزند پس لب او كاسه شير * مىكند چشم اشارت به اسير
چه اسيرى كه همان قاتل اوست * تو خدايى مگر اى دشمن دوست
( شهريار ، 616 : 1373 )
4 - 1 - 3 - 1 - 6 ريشهكنى حكومت مستبدان
سيد حيدر و شهريار در ابياتى نگاهى كلى به مسئله انسانيت و جوامع بشرى جهان اسلام دارد و مسائل سياسى و اجتماعى جهان اسلام را مطرح مىكند .
سيد حيدر در جايى از ديوانش در رثاى امام على ( ع ) قصيدهاى آورده است كه در آن از جور و ستم ظالمان و سياستهايى كه در پيش گرفتهاند ، به امام زمان ( عج ) شكايت مىكند . اگرچه اين قصيده تصويرى تاريخى و سياسى را از وضعيت جامعه شاعر و حكومتهاى موجود در جوامع اسلامى را ارائه مىدهد اما رويكرد عاطفى بر آن غلبه كرده و چنان با عاطفه و احساس درون شاعر عجين شده كه با خواندن قصيده مىتوان حزن و اندوه وى را از مصيبتهايى كه حكومت اسلامى بدان دچار گشته ، احساس كرد . همانگونه كه قبلا ذكر شد ، جامعهاى كه سيد حيدر در آن مىزيد و متوليان حكومتش تركان عثمانى هستند ، پر از فساد و استبداد است و عدالت اسلامى جاى خود را به جور و ستم و حقكشى داده است و معيارهاى حكومت نبوى از بين رفته و حكومت به سلطنت بدل گشته است . از اين رو سيدحيدر از اين شرايط غير قابل تحمل و پر از فساد و ظلم به امام زمان ( عج ) پناه مىبرد و از تلخى صبر و طولانى شدن انتظارش سخن مىراند و با تعبيرى زيبا ، تلخى انتظار را به " فرو رفتن خس و خاشاك در چشم " تشبيه مىكند و فرياد كمك خواهى و عجز و ناتوانى خويش را به صداى شترى كه هنگام ذبح فرياد مىزند ، همانند مىسازد و تنها راه نجات از اين وضعيت را در ظهور حضرت مهدى مىبيند :