اسلامى توجه دارد و در اشعارش آن را منعكس مىكند . بيان اين مسائل و مشكلات موجود در جامعه اسلامى و توجه به مسئله بشريت ، نشانگر اين است كه نگاه شهريار تنها محدود به جامعه خود نيست و نگاهى فراگير و كلى به مسئله انسانيت دارد :
در غزل " يا على " از درد امت محمد مىگويد ، از اشغال قدس شريف ، ازقتل و عام ملت فلسطين و جنگهاى بىامان ، از صف بستن مسلمين در راه مبارزه با كفر و دفاع از شرف و ميهن خود سخن مىگويد و از دستان خيبر گشاى على ( ع ) عليه يهوديان كه همان اسرائيل غاصب مىباشد استمداد طلبيده و از ايشان مىخواهد كه با ذوالفقارش راه بسته كربلا و نجف را بگشايد :
باز آن يهود ، بسته درِ قلعههاى قدس * بگشا به دست و پنجه خيبر گشا على
مرحب كشيده به تيغ به لبنان و ارض قدس * گو برق ذوالفقار زند مرحبا ، على
آن قتل عام زد به فلسطين كه شد بلند * فرياد وامحمد و غوغاى واعلى
صف بسته مسلمين پى جنگ و جهاد كفر * بفرست ذوالفقار شرربار يا على
با اين صف جهاد و به مفتاح دست غيب * خود باز كن درِ نجف و كربلا ، على
( خشكنابى ، 74 : 1379 - 75 )
تفاوت تصويرى كه در ابيات فوق وجود دارد اين است كه صحنههايى كه سيد حيدر از درد و رنج اشغال به تصوير كشيده ، محسوستر و تأثير گذارتر از تصوير شهريار است و دليل آن مىتواند اين باشد كه سيد حيدر داخل در همين سرزمينهاى اشغال شدهاى است كه شهريار از آن سخن مىراند . با اينكه سرزمين شهريار نيز در دورهى حياتش دچار هرج و مرج و اشغال بيگانگان بود ، اما وجود رهبرانى مقتدر در عرصهى دفاع از آرمانها و معيارهاى اسلامى ، به مردم و شاعر دلگرمى مىداد . اما سيد حيدر در جامعهاى است كه حاكمانش ، علما و رهبران آن را سركوب كرده و يا تبعيد كردهاند و شاعر تنها راه نجات را در ظهور مهدى ( ع ) مىداند . نكتهى ديگرى كه در اينجا وجود دارد اين است كه سيد حيدر دستآويز امام زمان ( ع ) گشته