تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
أقائمَ بيتِ الهُدى الطاهرِ * كَم الصبرُ فتَّ حشا الصابرِ . . . أينَ المُعدُّ لمحوِ الضلالِ * بتجديدِ رسمِ الهدى الدائر و ناشرَ رايةِ دينِ الإلهِ * و ناعشَ جدِّ التُقى العاثرِ على أنَّ فينا اشتياقاً اليكَ * كَشُوقِ الرُبى لِلحَيا الماطرِ و طولُ انتظاركَ فتَّ القُلوبَ * و أغضى الجُفونَ على عاثرٍ فكَم ينحتُ الهَمُّ أحشاءَنا * و كَم تَستَطيلُ يدُ الجائرِ عَججنا إليكَ من الظالمينَ * عَجيجَ الجمالِ من الناحرِ أجل يومُنَا ليسَ بالأجنبى * من يوم والدك الطاهرِ
( حلّى ، 73 : 1404 ) اى بر پا كننده‌ى سراى پاكيزه هدايت ، چه بسا صبر درون انسان صابر را تكه تكه كرده است . . . كجاست كسى كه براى محو ضلالت و گمراهى و تجديد رسم هدايت فراگير مهيا شده است ؟ و كجاست نشر دهنده پرچم دين خدا و زنده كننده و نجات‌بخش اجداد باتقوا و عالم ؟ در وجود ما اشتياقى به تو هست مانند شوق تپه به باران ريزان . طولانى شدن انتظار تو ، دل‌ها را شكسته و پلك‌ها را بر خارها بسته است . چقدر همّ و غم درون ما را تراشيد و چقدر دست ستمگر ( بر ظلم كردن ) دراز شده است . از دست ظالمين به سوى تو فرياد زديم مانند فرياد زدن شتر از ذبح كننده . بله روزگار ما از روزگار زمان پدر پاكت بيگانه نيست ( ظلم و ستمى كه در روزگار ما جارى است همانند ظلم و ستم زمان روزگار پدر توست ) . شهريار نيز به عنوان شاعرى متعهد و بشر دوست ، به مسائل جارى در كشورهاى