همچنانكه پى كننده ناقه صالح ، بدبختترين قوم ثمود بود " .
غادرهُ ابنُ ملجمٍ و وجهُهُ * مخضَّبٌ بالدمِ فى محرابِهِ
و مرَّ من بينِ الجمُوعِ هارباً * يوَدُّ أن يخرُجَ من إهابهِ
و هو لعَمرى لو يشاء لم ينل * ما نالَ أشقى القومِ فى آرابهِ « 1 »
قتلتم الصلاةَ فى محرابها * يا قاتليهِ و هو فى محرابهِ
( حلّى ، 56 : 1404 )
ابن ملجم ، امام را در حالى كه چهرهاش در محراب نمازش خونآلود بود ، ترك كرد .
از بين جمعيت فرار كرد طورىكه ( از شدت ترس و سرعت فرار ) نزديك بود از پوستش خارج شود .
به جانم قسم كه او به خواستهاى كه شقىترين مردم به آن رسيدند ، دست نيافت .
اى قاتلان ، شما نماز را در محرابش كشتيد در حالى كه او در محرابش بود .
اين نكته قابل ذكر است كه سيد حيدر از جمله شاعرانى است كه اشعارش به حوليات معروف است ؛ يعنى شاعر بعد از سرودن قصايد خويش چندين بار آن را ويرايش و تنقيح مىكرد ، از اينرو با تأمل در اشعار سيد حيدر ، مىتوان به فخامت و استوارى كلام او پى برد و هر كلمه را در جاى مناسب خويش ديد .
شهريار نيز در ابياتى ، به قاتل على ( ع ) و ضربت زدن او اشاره مىكند ، اما مانند سيد حيدر به طور مستقيم به اسم او اشاره نمىكند . سيد حيدر از فرار ابن ملجم بعد از زخمى كردن حضرت ، و شهريار از دستگيرى او و مداراى على ( ع ) با او مىگويد . در اين ابيات شهريار به زيبايى به توصيف جوانمردى و عدالت على ( ع ) ، حتى در مورد قاتل خويش پرداخته و در بيت آخر با آوردن صنعت تضاد « دشمن دوست » مداراى او را با اسيرى كه قاتلش هست ، ترسيم مىكند . شاعر با آوردن كلمات ساده و نرم ، اين عطوفت را در كلامش به تصوير كشيده است :
هامش
( 1 ) آراب : جمع إرب ، نياز