در شعر شهريار در و ديوار و مرغان به گريه درآمدهاند .
اگر چه اغلب اشعار سيد حيدر رويكردى حماسى دارد اما در اين ابيات بيشترين ارتباط عاطفى و هيجانى را با مخاطب خود دارد ، به تصوير كشيدن ناله و اندوه فرشتگان و طبيعت و هستى نشان از اين دارد كه اين فاجعه نه تنها او را داغدار كرده است ، بلكه طبيعت نيز به خاطر شدت آن در ماتم است و شدت غم و اندوه به قدرى زياد است كه همه اين عناصر ، حضرت مهدى را به استغاثه مىطلبند . سيد حيدر هر چند از شاعران « مكتب رمانتيسم » نيست ، اما برخى از مضامين شعر شيعى او همخوانى كاملى با مضامين « مكتب رمانتيسم » دارد ، مانند پناه بردن به دامن طبيعت و جان بخشى و تشخيص به عناصر آن ، تا از زبان طبيعت شرح حال دل خود را بيان كند . وى با تصويرى كه از ناله و بانگ رعد و برق خلق كرده است ، حس درونى خويش را از شهادت مظلومانه شاه ولايت ابراز مىدارد :
فَلِيبكِ جبرئيلُ له و لِينتَحِب * فى الملإِ الأعلى على مُصابه
نَعَم بكى و الغيثُ من بُكائهِ * ينحَبُ و الرعدُ مِن انتحابه
مُنتدباً فى صِرخةٍ و إنَّما * يستصرخُ المهدىّ فى انتدابه
( حلى ، 56 : 1404 )
بايد جبرئيل براى او گريه كند و بايد در ملأ أعلى به خاطر مصيبتش نوحه سر دهد .
بله جبرئيل گريه كرد و باران از گريهى او زار زار گريست و رعد نيز به خاطر گريستن باران ، در فريادش نالهكنان است و او در ندبههايش از حضرت مهدى ( ع ) فريادرسى مىخواهد .
شهريار نيز به عنوان شاعر رمانتيك ؛ آنجا كه خواسته صحنههاى شب ضربت خوردن على ( ع ) را به تصوير كشد ، احساسش را در شعر رخنه داده و تصويرها را از سطح مدلول طبيعى فراتر برده است . اين بخش از شعر شهريار ، سرشار از احساسى دلگير و غم انگيز است . صفاتى كه شاعر به اشياء و شب داده ، همگى در يك جهت حركت مىكنند و احساس مخاطب را در پى خود مىكشانند . « دستآويز شدن در » به دامن على در نيمههاى شب و « باز شدن شال از كمر » و « مانع شدن پرندگان » و نالههاى دخترش زينب و التماس او به پدر ،