( حلّى ، 55 : 1404 )
جان و دل پيامبر راضى كه شب در لباسهاى پيامبر قرار داده شد ، جان باخت .
شهريار نيز با رويكردى تاريخى ، اين شب را به تصوير مىكشد و مىگويد كه در اين لحظات ، ايمان بَرنده مىشود و على ( عليه السلام ) موجبات فخر خداوند را در برابر فرشتگان مقربش فراهم مىآورد .
عشقبازى كه هم آغوش خطر * خفت در خوابگه پيغمبر
( شهريار ، 616 : 1373 )
4 - 1 - 3 - 1 - 3 هدايتگرى
از ديگر مضامين مشترك بين دو شاعر پرداختن به صفت هدايتگرى حضرت على ( ع ) است كه يكى ديگر از خصوصيات اجتماعى ايشان است .
ضايعه جبرانناپذير شهادت امام على بنابىطالب عليهالسّلام ، مساوى با فرو ريختن اركان هدايت بود . اين فاجعه عظيم ، براى هميشه امت اسلامى را از داشتن رهبر شكست ناپذيرى كه مىخواست اساس رذايل و عوامل بدبختيهاى اجتماعى را در هم فرو ريزد و جامعهى ايدهآل بر مبناى اسلام و حقيقت بسازد ، محروم كرد . سيد حيدر در اين ابيات على ( ع ) را آيينهى تمام نماى مسير حق و هدايت معرفى مىنمايد و مرگ او را ، مرگ هدايت و رستگارى قلمداد مىكند كه بعد از وى امت گام در مسير گمراهى و جهالت نهادهاند و قتل او را بدست كسانى كه وى هادى و مرشد آنها بود خسرانى براى دنيا و آخرت آنها مىبيند كه دوباره به جاهليت خويش بازگشته و از نعمت هدايت محروم گشتهاند . سيد حيدر با بهرهگيرى از استعاره مكنيه در بيت آخر در انتقال اين حس موفق عمل نموده است و هدايت و رشد را همچون انسانى مىداند كه دوشادوش على ( ع ) بوده و با كشته شدن حضرت على ( ع ) او نيز مىميرد و همراه او دفن مىشود و با اين تصوير حسى ، احساسش را به مخاطب منتقل مىكند :
فَالامّةُ اليومَ غَدت فى مَجهلٍ * ضلَّت طريقَ الحقِّ فى شِعابهِ