تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
شكافت . عدالت على ( ع ) نيز از اوصافى است كه شهريار بر آن تاكيد مىكند و اين صفت ، نمونه بارزى است از يك اخلاق پسنديده اجتماعى كه جزء على ( ع ) كسى در اجراى آن سنگ تمام نگذاشت . جرج جرداق نويسنده مسيحى مىنويسد : « اى روزگار تو را چه مىشد اگر تمام نيروهاى خود را بسيج مىكردى و در هر عصرى و زمانى ، بزرگ مردى به نام على را ، بدان عقل و بدان قلب ، بدان زبان و بدان شمشير ، به انسانيت عطا مىكردى ! » . ( جرداق ، 2010 ، ج 37 : 1 ) شهريار اين سخن را به زيبايى تمام‌تر استقبال نموده و شعرى را با مضمون سخن او به رشته‌ى نظم كشيده است ، كه اين نيز نشانه‌ى ديگرى است از اخلاص او به پيشگاه مقدس علوى . شهريار ، در اين قطعه ، به عدالت محورى ، جود و بخشش و شجاعت على ( ع ) پرداخته است . تخيل شاعر را مىتوان يكى از خصايص شعر او دانست كه با اين تخيل مىتواند صورت‌هاى بديعى خلق كند . وى با بهره‌گيرى از آرايه‌هاى لفظى چون استعاره مكنيه در « مادر روزگار » و جناس لاحق بين « هستى و مستى » و صنعت تضاد در بيت آخر بين « دوست و دشمن » ارزش هنرى كلام خويش را بالا برده است .
« چه بودى اگر هر زمان چون على * يلى زادى از مادر روزگار ترازوى عدلى چنان مستقيم * ستون امانى ، چنان استوار مكارم همان‌گونه آرام‌بخش * مواعظ همان‌گونه آموزگار همان‌گونه از ظلم بنياد كَن * همان‌گونه با زخم مرهم گذار به مغز عظيمش همان عزم جزم * به كف كريمش ، همان ذوالفقار كه بر كندى از سينه دوست ، دِق * برآوردى از جانِ دشمن دمار »
( شهريار ، 1098 : 1385 )
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 200 | گلثوم تنها