تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
خبر از دل زار شاعر بدهند . اما در مقابل ، سيد حيدر در مورد حضرت زهرا ( س ) شعرى نگفته است ؛ شايد يكى از دلايل اين مسئله آن باشد كه چون شاعر در محيطى زيسته است كه شرايط حوزوى در آن حاكم بوده است ، نوع نگاه او به زن متفاوت بوده است . دليل دومى كه مىتوان ذكر كرد اين است كه همانگونه كه قبلًا ذكر شد چون شاعر به مدح و رثاى أئمه‌اى پرداخته كه مرقدشان در عراق است ، به اين موضوع نپرداخته است . مىتوان گفت نگاه سيد حيدر در مدح و رثا ، معطوف به محيط زندگى خويش بوده و از آن فراتر نرفته است . هر چند وى در اشعار عاشورايى خويش نام حضرت زهرا ( س ) را ذكر مىكند اما در مدح و رثاى آن حضرت چيزى نگفته است .

4 - 1 - 3 حضرت على ( ع )

4 - 1 - 3 - 1 وجوه اشتراك

4 - 1 - 3 - 1 - 1 عدالت

يكى ديگر از عناصر مشترك بين مضامين شعرى دو شاعر ، پرداختن به عدالت على ( ع ) است . جرج جرداق ، نويسنده و متفكر مسيحى ، در كتاب خود " امام على صداى عدالت انسانى " درباره حضرت على عليه السّلام اين گونه زبان به وصف مىگشايد : « پناهگاه ضعيفان ، برادر غريبان و پدر يتيمان است . نسبت به آنان كه از زندگى به تنگ آمده‌اند مهربان است ، علمش فراوان و حلمش بزرگ است . . . آن‌گاه كه روز روشن مىشود به اجراى عدالت در ميان مردم و برقرار ساختن برنامه‌هاى حق مىپردازد ؛ اما وقتى شب فرا مىرسد و پرده تاريك شب گسترده مىشود براى آينده ملت به تلخى اشك مىبارد » . ( جرداق ، 2010 ، ج 40 : 1 ) سيد حيدر ، حضرت على ( ع ) را نماد كامل عدالت به شمار مىآورد كه با شمشير كين ، فرق عدالت را شكافتند :
و شقَّ رأسَ العدلِ سيفُ جورِكُم * مُذ شُقَّ منهُ الرأسُ فى ذُبابِه
( حلّى ، 56 : 1404 ) زمانى كه لبه‌ى تيز شمشير سر او را بشكافت شمشير جور و ستم‌تان سر عدالت را
اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 199 | گلثوم تنها