الگوى كامل يك حاكم عادل معرفى مىنمايد و از عدالت پيامبرى مىگويد كه با تمامت قدرتش ، حاكمى عادل با امت خويش بود :
همه با ياد امت بود و اينش معدلت ، آرى * كجا سلطان عادل ، با رعيت بىرعايت بود
( خشكنابى ، 67 : 1379 )
4 - 1 - 1 - 2 - 6 رثاى پيامبر ( ص )
سيد حيدر تنها به مدح رسول اكرم ( ص ) پرداخته و آن حضرت را رثا نكرده است كه يكى از دلايل آن مىتواند بحث محيط باشد زيرا سيد حيدر تنها به رثاى امام على عليهالسّلام ، حضرت ابوالفضل و امام حسين عليهما السلام پرداخته كه قبر مطهرشان در عراق است و رثايش محدود به همين ائمه اطهار است كه ذكر گرديدند .
اما در مقابل شهريار در رثاى پيامبر ( ص ) اشعارى زيبا با رويكردى عاطفى ، به دو زبان تركى و فارسى سروده است ، كه يكى از زيباترين دل سرودهى وى « رحلت ختم رسل » به زبان تركى است كه شاعر در آن با رويكردى تاريخى - سياسى به مصائب اهل بيت ( ص ) و امت رسول ، پس از رحلت ايشان مىپردازد و به مسئله شهادت حضرت فاطمه زهرا ( س ) و خانهنشينى على ( ع ) و به حكومت رسيدن طاغوت و ماجراى كربلا اشاره دارد و با تصويرى زنده و پويا ، مصائب بعد از رحلت رسول اكرم را براى مخاطبش ترسيم مىكند . تقريبا در تمامى اشعار مذهبى شاعر ، ردپايى از مسئله خلافت حضرت على ( ع ) را مىتوان يافت ، در اين قطعه نيز شهريار با زبانى كنايى و اعتراض آميز به امت پيامبر ، به ناديده گرفتن مسئله غدير و عدم حمايت آنان از ولايت امير المؤمنين و خانهنشينى ايشان اشاره مىنمايد .
با توجه به اينكه زبان مادرى شاعر ، تركى است همين امر سبب شده واژگانى كه شاعر به كار مىبندد ، از نهاد دل برآمده و بر نهاد دل صاحبان ذوق بنشيند . در اين قطعه تركيب تصوير عاطفى و سياسى و تاريخى را مىتوان به زيبايى مشاهده نمود . شاعر در ابيات زير با به كار بستن كلمات و واژگانى كه تصويرگر اوضاع دين و اهل بيت بعد از پيامبر ( ص ) هستند ،