موضوعاتى چون توسل و شفاعت پرداخته و پذيرش ولايت حضرت را شرط رهايى از دوزخ مىداند . وى در ترسيم شفاعت حضرت براى دلنشين ساختن سخن خويش ، تصويرى زيبا با استفاده از آرايه تشخيص و مراعات نظير و واج آرايى خلق مىكند و با جان بخشيدن به آتش دوزخ و ايجاد مراعات نظير بين " بهشت و حوض و كوثر " و واج آرايى بين حروف « ح ، ش و م » به زيبايى اين ابيات افزوده و شنيدن آن را دلپذيرتر كرده است . وى همچنين نام مبارك « محمد ( ص ) » را به عنوان قافيه قرار داده است تا با رويكرد عاطفى موجود در شعر مناسبت داشته باشد و ياد و ذكر حضرت را در جسم و جان خواننده بنشاند :
حريم حرمتش اين بس كه در شفاعت محشر * بميرد آتش دوزخ به احترام محمد
گرت هواى بهشت است و حوض كوثر و طوبا * بيا يه سايه ممدود مستدام محمد
به كام دل نرسد « شهريار » در دو جهان كس * مگر خدا دو جهان را كند بكام محمد
( شهريار ، 405 : 1373 )
4 - 1 - 1 - 2 - 5 عدالت
عدالت نيز يكى ديگر از موضوعاتى است كه در شعر شهريار بدان برمىخوريم . اگر چه اوضاع اجتماعى سيد حيدر به گونهاى بود كه عدالت اسلامى در آن از بين رفته بود و ظلم و ستم بيداد مىكرد و همهى منابع اسلامى به غارت رفته بود ، اما با تمام اين تفاسير سيد حيدر در اشعار مربوط به مدح پيامبر ( ص ) از عدالت سخنى به ميان نياورده است ؛ در واقع سيد حيدر در اشعارى كه خطاب به امام زمان ( عج ) و امام حسين ( ع ) سروده به ذكر عدالت آنان مىپردازد و از آنها مىخواهد كه به برپايى اين معيار گم شده در جهان اسلام كمك كنند . اما شهريار در اشعارى كه در مدح و رثاى رسول خدا ( ص ) سروده ، از عدالت ايشان سخن رانده و او را به عنوان