تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
اين شهر سزاى دين در آن روز آن داد * كاين طفل به كنج اين خرابه جان داد بر نيزه‌ى سر بريده‌ى شاه شهيد * تا ديد روان پاكش از تن بپريد
( خشكنابى ، 122 : 1379 )

3 - 4 - 2 - 1 - 5 - 2 حاجت دهنده

شاعر بارگاه حضرت رقيه ( س ) را محل اميد همگان از فقير و غنى مىداند و اشاره مىنمايد كه عظمت و ارج ايشان بسيار والاست و شاهان و بزرگانى كه صاحب مقام و منزلت هستند ، در پيشگاه اين بانوى سه ساله سر تعظيم فرود مىآورند و با تمام قدرت و امكاناتى كه در اختيار دارند ، حاجت خود را از ايشان طلب مىكنند :
شاهان به شكستگى بيايند اينجا * رخساره به خاك در بسايند اينجا آنان كه كه به مُلك خود وزير و شاهند * اينجاست كه حاجت از خدا مىخواهند
( همان )

3 - 4 - 2 - 1 - 6 اصحاب

شهريار در اين بيت به اصحاب و ياران امام حسين ( ع ) مىپردازد و دين اسلام را وامدار خون آنان مىداند :
خوشا به حال شما اى فدائيان حسين * كه دين به خون شماها رهين و مرهون شد
( همان : 110 )

3 - 4 - 2 - 2 ضد قهرمانان

3 - 4 - 2 - 2 - 1 يزيد

معاويه با اقناع شخصيت‌هاى بزرگ حجاز ، پشتيبانى كامل قبايل هم پيمان شام و تبديل نظام شورايى به حكومت موروثى ، زمينه را براى جانشينى يزيد آماده ساخت . هنگامى كه او در گذشت ، مردم براى خلافت با يزيد بيعت كردند . در اين ميان فقط دو نفر از مردم حجاز ، يعنى حسين بن على ( ع ) و عبدالله بن زبير ، از بيعت خوددارى كردند و به مكه پناه بردند . به اين