شهريار در غزل « ياعلى » با توصيف شهداى زمان خويش ، جهاد آنان را ادامه راه شهداى قرن اول اسلام معرفى مىكند و شهداى انقلاب اسلامى را شهداى قرن دوم ( دوره دوم ) مىداند كه با خون خود ، اسلام را زنده كرده و به پيشواز مهدى موعود رفتهاند . شاعر در لابهلاى ابياتش ، احساس و شور حماسىاش را با عاطفه درونىاش مىآميزد و دست نياز و دعا بر آستان مولا على ( ع ) برداشته و طلب نصرت و پيروزى مىنمايد و از ايشان مىخواهد كه با ظهور حضرت مهدى ( عج ) ، دعاى داغديدگان را اجابت نمايد :
گُلهاى قرن دوم اسلام بشكفد * با خون شاهدان و شهيدان ما ، على
از داغديدگان و عليلان دلى بجوى * با درد و داغ عشقِ تو دانى دوا على
( خشكنابى ، 75 : 1379 )
3 - 3 - 3 ترجمه و اقتباس از ديوان حضرت على ( ع )
شهريار اقتباسهاى قابل توجه و ارزشمندى از ديوان حضرت على ( ع ) به عمل آورده است كه خود نشانهى ارادت و توجه وى به مولاى متقيان است .
به نظر مىرسد شهريار نهج البلاغه و ديوان حضرت امير را بارها مطالعه كرده است بسيارى از مطالبى را كه مورخان و نويسندگان درباره آن حضرت نوشتهاند ، ديده است . و به آنها انديشيده و به زبانى ساده و سخته در اشعار خود متجلّى كرده است . توصيف و ستايش حضرت را مىتوان يكى از درون مايههاى شعر شهريار دانست . در اين بخش ، گزيدهاى از اين ترجمهها را بررسى مىكنيم :
3 - 3 - 3 - 1 مولا على ( ع ) و شريح قاضى
مثنوى مولا على و شريح قاضى ، اولين مثنوى است كه در آن با نام على ( ع ) مواجه مىشويم . شريح كه همان شخص فتوا دهنده به قتل امام حسين ( ع ) مىباشد در ادبيات عاشورايى و شعر مذهبى ، مظهر پليدى ، دورويى و حيلهگرى و در عين حال زاهدان منبر نشينى كه در خلوت آن كار ديگر مىكنند ، مىباشد كه سرانجام فريفتهى ظواهر دنيا شد و فرمان شرعى قتل فرزند امام على ( ع ) را صادر كرد ( سبكدل ، 64 : 1392 ) .