تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت ( ع ) در شعر سيد حيدر حلى و شهريار ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( خشكنابى ، 76 : 1379 )

3 - 3 - 2 - 3 توسل

شهريار در غزل « ياعلى 2 » از اينكه زندانى دنيا شده و هنوز به معرفت حقيقى نايل نگشته ، اندوهناك است و از حضرت على ، كمك مىطلبد تا بتواند به عشق حقيقى دست يابد و از گرفتار شدن در دام انسان‌هاى روباه صفت نجات بخشد و از زندان دردمندى رهايى يابد . گويا شاعر ازاينكه دل به عشق زمينى و دنيايى بسته ، پشيمان است و طالب عشقى والاتر و ماندگارتر است چرا كه تنها عشق معنوى است كه روح انسان را جلا بخشيده و آرامش مىبخشد . از اين‌رو شهريار خسته و ناكام ، دستگير مولايش على ( ع ) گشته تا از دوزخى كه گرفتارش گشته ، نجات يافته و به عشق حقيقى نايل گردد . اين غزل ، سراسر سوز و نياز شاعرى دل‌شكسته و پر از عاطفه و احساس است .
مستمندم بسته‌ى زنجير و زندان يا على * دست‌گير ، اى دست‌گير مستمندان يا على بندى زندان روباهانم اى شير خدا * مىجوم زنجير زندان را به دندان يا على من نه ايوبم ولى صبرم به محنت بيش از اوست * من نه يوسف ليك زندانم دو چندان يا على حيف تشريف تو كز پستى و كوتاهى قد * شرمساريم از رخ بالا بُلندان يا على صيد كفّاريم و چون تازى ، دوان دنبال اسب * وز سوار كُفر و كين ، سر در كمندان يا على
( خشكنابى ، 81 : 1379 )