بزرگ آذربايجان ، درباره مشكلات اجتماعى ايران آن روزگار سخن مى گويد و نه تنها آرزوى نجات مردم ايران را دارد ، بلكه براى ريشه كن كردن شر در جهان ، به فداكارى حضرت على عليه السلام تكيه مىكند و مى كوشد قدرت معنوى خود را از مقام و نام اين اسطوره فضيلت كسب كند . منظومهء " سهنديه " ، بر ايمان و اعتقاد مذهبى شاعر تأكيد مىكند . بند آخر سهنديه ، مصاريعى برخاسته از اعتقادات مذهبى اوست كه نقطه اوج اين منظومه است ، شاعر در اينجا ، عشق و ارادت به مولاى متقيان را رمز شكست ناپذيرى خويش مىداند :
من " على " اوغلويام ، آزادلرين مردى ، مرادى * او قارانليقلارا مشعل
بوايشيقليقلارا هادى * حقّه ، ايمانه منادى
باشدا سينماز سپريم * الده كوتلمز قئليجيم وار !
( شهريار ، 72 : 1386 )
" من فرزند « على » هستم ، آن مرد و مراد آزادگان ، آن مشعل فروزان در تاريكىها ، آن هادى روشنايىها ، آن منادى حق و ايمان ، بر سرم سپرى پولادين ، و به دستم شمشيرى برّان " !
منظومه « سهنديه » در تداوم تجارب شهريار در عرصه شعر آزاد ( نيمايى ) شكل گرفته است . « سهنديه » بهترين اثر در وزن آزاد است و از اين نظر با هيچ يك از اشعار آزاد فارسى شاعر قابل مقايسه نيست . ( منزوى ، 105 : 1372 )
3 - 3 - 2 - 2 ولايتمدارى
شهريار در بيت آخر مثنوى « شب و على » مجذوب بزرگوارى و عظمت آن حضرت مىشود و از صميم جان مىگويد « جان عالم به فداى تو على » كه نشان دهندهى غليان احساسات و عواطف درونى شاعر نسبت به امام و پيشواى خود است . شاعر با تكرار نام زيباى على ( ع ) ، در آخر هر مصرع عاطفه و احساس موجود در شعرش را دو چندان كرده است :
شبروان مست ولاى تو على * جان عالم به فداى تو على