خلافت را محلّل رفته از سر * عمر دارد عروس ملك در بر
على با آن جلالت دل شكسته * به كنج خانهى عزلت نشسته
( شهريار ، 1387 ، ج 1192 : 2 )
3 - 3 - 1 - 3 مضامين اخلاقى - اجتماعى
شهريار ارادتى ويژه به مولا و جد بزرگوارش على ( ع ) دارد كه يدرك و لا يوصَف است ؛ خود به بيان آن قادر نيست تا چه رسد به ديگران . از جمله چامهى نامدار او « على اى هماى رحمت » است كه اظهر من الشمس فى رابعة النهار است . « اين غزل در حقيقت شناسنامهى اعتقاد و اخلاص شهريار نسبت به امام على ( ع ) است كه با تمام وجود در بكارگيرى كلمات براى اداى دين به امام پرهيزگاران تلاش نموده و با لحنى سرشار از شيفتگى و بهرهگيرى از تركيبات خوش آهنگ و معنى عميق عارفانه شاهكارى جاويدان ساخته است . او با انديشهاى زلال و ايمانى راستين چشماندازهاى شكوهمندى از معرفت و معنويت امام را با زبانى بسيار صميمى و عاطفى به صورتى بيان كرده است كه جانها را از دامگه خاكى به افلاك مىرساند . » ( بهادرى ، 136 : 1386 )
حضرت آيت إله العظمى حاج سيد رضا بهاء الدينى ( رحمة الله عليه ) كه از علماى بزرگ حوزهى علميهى قم و صاحب كشف و كرامات فراوان است ، در مورد اين غزل چنين مىفرمايد : « بنده اشعار زيادى دربارهى اهل بيت به خصوص حضرت على شنيدهام ولى براى من هيچ شعرى همچون « على اى هماى رحمت » شهريار تبريزى جذابيت نداشته است ، به همين جهت او را دعا كردم و بعد ديدم برزخ را از او برداشتند . » ( ديدار آشنا ، 685 : 1377 )
« سيد محمود مرعشى نجفى فرزند آيتاله العظمى مرعشى نجفى مىگويند : پدر بزرگوارم بارها فرمودند : شبى توسل پيدا كردم تا يكى از اولياى خدا را در خواب ببينم ، آن شب در عالم خواب ديدم كه در زاويه مسجد كوفه نشستهام و وجود مبارك حضرت على ( ع ) با جمع حضور دارند . حضرت فرمودند : شعراى اهل بيت ما را بياوريد ، ديدم چند تن از شعراى عرب را آوردند . فرمودند : شعراى فارسى زبان را بياوريد . آن گاه محتشم و چند تن از شعراى فارسى زبان