تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً » .
آن فرد پس از آن كه پاسخ سؤال خود مبنى بر چگونه زنده شدن مردگان
« أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها »
را از طريق مشاهده عينى دريافت مىكند ، خداوند به وى مىفرمايد :
« أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
بدان خداوند بر هر كارى قادر است ( طبرى ، 1412 ق ، ج 3 ، ص 31 ) . ابوالعباس مبرد نيز مىگويد : « ما قرائت به وجه امر را اختيار مىكنيم ؛ زيرا اكثرا به صورت امر تلاوت كرده اند و به ابراهيم عليه السلام گفته شد :
« وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ » ،
( بقره : 260 ) و اين مرد برتر از حضرت ابراهيم نيست تا به وى امر نشود ( أزهرى ، 1414 ق ، ج 1 ، ص 223 ) . احتجاج اول مبرد مبنى بر اين كه اكثرا بر اين وجه قرائت كرده اند ، صحيح نيست ؛ زيرا عموم قراء به وجه خبرى قرائت كرده اند و تنها حمزه و كسايى به وجه امر خوانده اند ( ابن مجاهد ، 1988 م ، ص 198 ) . از طرفى ابوعلى فارسى « اعلمْ » را امر خداوند متعال به آن فرد نمىداند ، بلكه مىگويد : وى پس از بر طرف شدن شبهه اش نفس خود را مورد خطاب قرار داده و مىگويد « آگاه باش كه خداوند بر هر كارى قادر است » پس هر چند جمله امر است اما در معنا خبريه است ( ابوعلى فارسى ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 383 ) . تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء فعل « اعلم » را به دو وجه مضارع « أعلمُ » و امر « اعْلَمْ » خوانده اند . در كتب احتجاج قراءات و برخى از تفاسير هماهنگى با سياق جملات قبل و بعد كه به وجه امر است علت گزينش قرائت « اعْلَمْ » به وجه امر است . همچنين اين وجه قرائى با سياق آيات نيز هماهنگ است ؛ زيرا در آيه بعد
« وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
( بقره : 260 ) به حضرت ابراهيم عليه السلام امر مىشود . در اين مورد نيز منابع احتجاج قراءات تنها به ظاهر الفاظ توجه داشته اند و از بررسى و تحليل آيه غافل مانده اند . ابتداى آيه پرسشى را مطرح مىنمايد كه آن فرد با خود مىگويد :
« أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها »
در ادامه پس از مردن و زنده شدن دوباره اى كه براى وى اتفاق مىافتد ، سؤال و جوابى بين او و خدا صورت مىگيرد :
« كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ »
و خداوند از او مىخواهد به اطراف خود با دقت نگاه كند پس از اين تأمل حقيقت بر وى روشن مىشود . زمانى كه حقيقت بر وى روشن مىشود
« فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ »
با خود مىگويد :
« قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »
. پس با توجه به جملات قبل كه وى امر مىشود تا به اتفاقات پيرامون خود دقت نمايد و بيان اين
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 90 | زهرا قاسم نژاد / نصر الله شاملى / محمد رضا ستوده نيا