موضوع كه پس از دقت ، حقيقت برايش روشن مىشود ديگر دليلى ندارد كه خداوند پس از روشن شدن حقيقت به او امر كند تا بداند خداوند تواناست بلكه روشن شدن حقيقت خود به معناى اقرار به توانايى خداوند است . و قرائت مشهور بر اساس اين تحليل هماهنگ با سياق است .
2 .
( وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ )
( مائده : 47 )
« و اهل انجيل بايد به آنچه خدا در آن نازل كرده داورى كنند ، و كسانى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكنند ، آنان خود ، نافرمانند » .
فعل « وَلْيَحْكُمْ » به دو وجه مجزوم « وَلْيَحْكُمْ » و منصوب « وَلِيَحْكُمَ » قرائت شده است :
الف ) قرائت مشهور آيه ، « وَلْيَحْكُمْ » با اسكان لام و ميم است ( دانى ، 1383 ش ، ص 82 ) . در اين قرائت ، لام در فعل « وَلْيَحْكُمْ » ، لام امر و فعل « وَلْيَحْكُمْ » ، مجزوم به لام امر و جمله
« وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ »
جمله استينافيه است كه خداوند متعال اهل انجيل را امر مىكند ، بر اساس آن چه در انجيل نازل شده است ، داورى كنند ؛ چنان كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله را امر مىكند ، به آن چه بر او نازل شده است ، داورى كند :
« وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ »
.
گرچه ما دليل يا قرينه اى در دست نداريم كه هر يك از قاريان با در نظر گرفتن سياق ، قرائتى را اختيار كرده باشند ؛ اما در منابع احتجاج قراءات يا برخى از تفاسير دلايلى براى تأييد يا ترجيح يك قرائت آورده اند كه در خلال آن به سياق و بافت اشاره كرده اند . در اين آيه نيز سياق و بافت كلام دليلى براى تأييد و ترجيح قرائت « وَلْيحْكُمْ » با سكون لام و ميم ذكر شده است ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 68 ) .
ابن زنجله سياق آيات را مؤيد قرائت « وَلْيَحْكُمْ » با سكون لام و ميم مىداند و مىگويد : امر به رسول خدا صلى الله عليه وآله در آيات بعد ،
« فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ »
( مائده : 48 ) و
« وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ »
( مائده : 49 ) ، با قرائت امر « وَلْيَحْكُمْ » تناسب بيشترى دارد . مطابق اين قرائت سياق و روند كلى كلام به صورت امر خواهد بود ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 227 ) .