فرمودند :
« سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا »
( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 410 ) . قرائت ابن كثير و ابوعمرو هماهنگ با رسم الخط مصاحف شام و مكه است كه « قال » نوشته شده است ( دانى ، 2005 م ، ص 598 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء فعل « قُلْ » را به دو وجه « قُلْ » و « قال » خوانده اند . قرائت « قُلْ » امر خداوند به پيامبر ( ص ) و قرائت « قال » خبر از پيامبر است كه در جواب درخواستهاى مكرر مشركان فرمودند :
« سُبْحانَ رَبِّي هَلْ كُنْتُ إِلَّا بَشَراً رَسُولًا »
. منابع احتجاج قراءات با توجه به هماهنگى الفاظ سياق آيات را مرجح قرائت مشهور « قُلْ » مىدانند . البته توجيه قرائت غير مشهور به اين كه در مصاحف شام و مكه اين گونه نوشته شده است ؛ قابل دفاع نيست ؛ زيرا اين گزارشها همگى مربوط به مصاحفى است كه در زمان شخص گزارش كننده موجود بوده يا حداكثر مربوط به مصاحف كهنى است كه طبيعتا در زمان خود قراء مشهور ، رايج بوده است حال آن كه هيچ كس مدعى نشده كه همه مصاحف عثمانى را ديده و با هم تطبيق داده است ( حاجى اسماعيلى ، شماره 68 ، ص 61 ) . در تفاسير فريقين نيز به جز گزارش اختلاف قرائت مطلبى كه در تحليل و توجيه اختلاف قرائت بيان شده باشد ، وجود ندارد .
3 .
( قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّي وَ لا أُشْرِكُ بِهِ أَحَداً )
( جن : 20 )
« بگو : من تنها پروردگار خود را مىخوانم و كسى را با او شريك نمىگردانم » .
فعل « قُلْ » به دو وجه « قُلْ » و « قَال » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « قُلْ » به وجه امر است ( ابن الفحام ، 1418 ق ، ص 352 ) . مستند قراء در اختيار قرائت « قُلْ » ، اجماع قراء بر قرائت « قُلْ » به وجه امر در آيات بعد
« قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً »
( جن : 21 ) و « قُلْ إِنِّى لَن يُجِيرَنِى مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا » ( جن : 22 ) است ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 342 ) . بنابراين سياق آيات مؤيد قرائت مشهور است .
ب . ابن كثير ، ابوعمرو ، ابن عامر ، كسايى « قَال » خوانده اند ( دانى ، 1930 م ، ص 215 ) . اين وجه از قرائت خبر خداوند از پيامبر ( ص ) است . طرفداران قرائت « قَال » به وجه خبر به آيه قبل
« وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً »
( جن : 19 ) كه به وجه غائب خوانده شده است ، استناد مىكنند ( ابن خالويه ، 1420 ق ، ص 354 ؛ ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 729 - 230 ) .