تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
بجملة على جملة » ( زجاج ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 181 ) . اين عبارت نشان مىدهد كه مفسران در توجيه قراءات قرآن كريم به سياق توجه داشته اند . اما قرائت فعل « اتَّخِذُواْ » به كسر خاء ، سياق اين جمله را با ماقبل و مابعد ناهماهنگ مىكند و جمله انشائيه در بين دو جمله خبريه قرار مىگيرد . البته مىتوان در جمله دوم فعل « قلنا » را در تقدير گرفت تا هر سه جمله داراى سياق واحدى باشند ، كه تقدير كلام بدين صورت است :
« وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ أَنْ طَهِّرا بَيْتِيَ »
؛ پس سياق هر سه جمله خبريه و حكايت از گذشته است . بنابراين ، منابع احتجاج قراءات با يك رويكرد سنتى به موضوع سياق كه توجه به هماهنگى الفاظ است ، سياق را مؤيد قرائت « اتَّخَذُواْ » مىدانند . با توجه به اين كه قرائت مشهور هماهنگ با روايتى از اهل سنت است و در بحث از مبانى سياق مطرح شد كه هرگاه دلايل متقن ترى از سياق همچون روايات در كار باشد ، نوبت به سياق نمىرسد ، جاى اين سؤال باقى است كه مفسران شيعه و اهل سنت كارايى سياق را در اختيار قرائت اين آيه چگونه مىبينند ؟ بررسى سير تاريخى ورود قرائت واژه « اتَّخِذُواْ » در تفسيرهاى اهل سنت و شيعه نشان مىدهد درتفسيرهاى فريقين تا قرن سوم هجرى بحثى از اختلاف قرائت آيه مطرح نيست و اگر هم بحث اختلاف قرائت مطرح شده باشد ، سخنى از موافقات عمر و هماهنگى قرائت مشهور با آن نيست و مفسران هر دو وجه را صحيح دانسته اند ( فراء ، بى تا ، ج 1 ، ص 77 ؛ بلخى ، 1423 ق ، ج 1 ، ص 138 ؛ ابو عبيده ، 1381 ق ، ج 1 ، ص 54 ) . طبرى ، اولين مفسر اهل سنت در قرن چهارم است كه بحث قراءات و اختيار را مطرح مىنمايد ، و به علت هماهنگى قرائت مشهور با روايت رسول خدا ( ص ) تنها قرائت مشهور را برتر مىداند . پس از طبرى ساير مفسران اهل سنت بحث اختلاف قرائت را مطرح كرده و با استناد به روايت موافقات عمر ، قرائت مشهور را برتر دانسته اند ( ابن عطيه ، 1422 ق ، ج 1 ، ص 207 ؛ زمخشرى ، 1407 ق ، ج 1 ، ص 185 ؛ ثعلبى ، 1422 ق ، ج 1 ، ص 270 ) ؛ اما در تفسيرهاى شيعى بحث اختلاف قرائت گزارش شده است البته بدون اين كه اشاره اى به روايت موافقات عمر باشد ( طبرسى ، 1372 ش ج 1 ، ص 384 ؛ طوسى ، بى تا ، ج 1 ، ص 450 ) تنها ابوالفتوح رازى به روايت ، بدون نام عمر اشاره مىنمايد و سؤال كننده را يكى از صحابه مىداند ( ابوالفتوح رازى ، 1408 ق ، ج 2 ، ص 146 ) .