عمومات كتاب و سنت را به شخص خاصى مختص نكرده اند ، بلكه آن لفظ مختص به نوع شده و به مشابه آن تعميم داده مىشود » ( ابن تيميه ، 1425 ق ، ج 13 ، ص 338 ) .
بنابراين اگر آيه در مورد سبب خاصى نازل شود آن سبب بيانگر معناى آيه است ؛ اما نمىتواند حكم آيه را در خود منحصر كند . پس سبب ، اصل مهمى در فهم معناى آيات ، و لفظ عام ، اصل مهمى در بيان حكم آيه است . با اين تفاوت كه سبب نزول قطعا به عنوان يك اصل در معناى آيه وارد مىشود ؛ اما حكم آيه مىتواند از طريق قياس به موارد ديگرى تعميم يابد .
سيوطى با تأكيد اين نكته كه « گاهى آيات درباره سبب خاصى نازل مىشود اما به خاطر رعايت نظم قرآن و حسن سياق آن در موارد مناسب با آيات ديگر نيز قرار مىگيرد ، آيهى
( فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى * وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى )
( ليل : 7 - 8 ) را به عنوان مثالى در اين باره ذكر مىكند ( سيوطى ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 3 ) . اين آيه در مورد ابوبكر نازل شده است ( واحدى ، 1404 ق ، ص 721 ) . اما صيغهى عام آيه باعث مىشود اين حكم منحصر به ابوبكر نماند . البته مفسران شيعه سبب نزول ديگرى براى آيه بيان مىكنند ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 20 ، ص 308 ) .
3 - 1 - 1 - 6 . فهم روابط نحوى در نظم و تأليف جملات و آيات
روابط نحوى جملات و آيات در فهم سياق آيه مؤثر است . وجود يك دليل لفظى در آيه مىتواند نشان دهندهى اتصال يا انقطاع سياق آيه باشد . از مهمترين دلايل لفظى اتصال در آيه ، روابط نحوى مانند : ضمير ، ظرف ، اسم موصول ، تعليل ، استفهام ، عطف ، اسم اشاره ، استثناء ، قسم معطوف در موضعى ، تشبيه و جارومجرور است .
به عنوان نمونه گاهى وحدت نزول در آيات وجود دارد ، ولى با توجه به معترضه بودن عبارت ، لزومى به تحميل مفهوم سياقى موجود در قبل و بعد ، به اين عبارت و برعكس نمىباشد ؛ بنابراين گاهى به دلايلى ديگر مانند معترضه بودن ، حتى نزول مجموعى آيات نيز نمىتواند دليل يا شاهد ارتباط اين آيه با آيات قبلى و بعدى باشد و وحدت سياق را اثبات كند ( جوادى آملى ، 1387 ش ، ج 5 ، ص 117 ) .