اى سراسر آن را اجمالًا و يا تفصيلًا بررسى كند ، چنين مطالعه اى پريشان و از هم گسيخته نمىتواند به او در جهت بازيافتن شكوه و عظمت و زيبائى چهره و سيماى سوره مدد رساند » ( مدنى ، 1991 م ، ص 6 - 5 ) .
3 - 1 - 1 - 4 . توجه به وجود اركان سياق
سياق زمانى مىتواند قرينه فهم آيات باشد كه پيوستگى در نزول و ارتباط موضوعى و ساختارى آيات اثبات شود . اگر چه پيوستگى در نزول و ارتباط موضوعى و ساختارى در بيشتر آيات وجود دارد ، ولى به دليل نزول تدريجى قرآن و عدم رعايت ترتيب نزول در همه آيات قرآن و فقدان دليل متقن بر توقيفى بودن آيات نمىتوان به ارتباط صدورى در همه آيات و جملههاى قرآن معتقد بود و حتى در صورت توقيفى بودن آيات نيز ، شرط پيوستگى در نزول براى تحقق سياق جملهها و آيات لازم است . آرى اگر اثبات شود كه ترتيب فعلى قرآن با ترتيب آن در نزول دفعى و لوح محفوظ مطابقت دارد و در مقام ابلاغ ، به خاطر رعايت تناسب آيات با شرايط خارجى ، بر خلاف اين ترتيب بر مردم تلاوت شده ، مىتوان ترتيب كنونى را دليل ارتباط صدورى همه آيات دانست . اين امر گرچه به خودى خود امكان دارد ، ولى دليل معتبرى براى اثبات آن وجود ندارد ( رجبى ، 1387 ش ، ص 109 ) . بنابراين در مواردى كه پيوستگى در نزول و ارتباط موضوعى آيات كريمه با توجه به مفاد آيات ، نوع بيان ، مقام كلام ، روايات شأن نزول و مانند آن ، معلوم باشد ، سياق معتبر محقق است و بايد به آن ترتيب اثر داد و در مواردى كه استقلال در نزول يا معترضه بودن جمله ، آيه و آياتى از قرآن كريم آشكار باشد و يا به دلايل معتبرى اثبات شود ، در آن موارد نبايد به سياق تمسك كرد و در مواردى هم كه سياق آيات مشكوك است ، در صورت فقدان دليل خاص بر پيوستگى در نزول ، استناد به سياق در فهم قرآن صحيح نيست و بايد از راههاى ديگر بهره جست تا به ارتباط و پيوستگى آيات و يا عدم آن پى برد .
3 - 1 - 1 - 5 . توجه به عموميت لفظ در برابر خصوصيت سبب
اين مبنا از جمله مبانى اصولى سياق است ؛ در تفسير بايد به سياق عام آيه كه بيانگر غرض و حكم كلى آيه است ، توجه شود نه به سبب نزول آيه . به همين جهت الفاظ و واژگان قرآن به صورت عام و كلى آمده است .
ابن تيميه در اين باره مىگويد : « اگر مردم در مورد لفظى عام كه در سببى خاص نازل شده است ، اختلاف داشته باشند ؛ آيا لفظ به سبب تعلق مىگيرد يا نه ؟ هيچ كدام از علماى اسلام