فصل سوم : كاركردهاى سياق قرآنى
آن چه در فصل قبل از تعريف سياق ، انواع و اركان آن مطرح شد ، مباحث نظرى بود كه جمع آن مباحث ، مفسر متن را يارى مىكند تا بتواند با توجه به حوزه پژوهش خود تعريفى كارآمد از سياق داشته باشد . ضمن آن كه بحث انواع و اركان سياق بحثى جدا و مستقل از تعريف سياق نيست ؛ زيرا هر متن بر اساس ويژگى خود مىتواند انواع مختلفى از سياق را داشته باشد كه تحقق آن انواع به شرايطى منوط است كه آن را اركان سياق مىناميم . در اين فصل از تحقيق ، بحث از مباحث نظرى و تئورى سياق نيست ، بلكه سخن از كاركردها و گونههاى نقش آفرينى سياق در تفسير قرآن كريم بر اساس تعريف منتخب است . اما پيش از ورود به اصل مبحث « كاركردهاى سياق قرآنى » ، مبانى و پيش فرضهايى وجود دارد كه بنا نمودن بحث بر پايه آنها به استوارى تحقيق كمك كرده و زمينههاى تفاهم نگارنده و مخاطب را بيشتر فراهم مىگرداند . بنابراين ، ابتدا به بيان اهم مبانى كاركرد سياق قرآنى پرداخته سپس عرصههاى نقش آفرينى سياق در ابهام زدايى از آيات با ذكر نمونه بررسى و تحليل مىشود .
3 - 1 - 1 مبانى كاركرد سياق قرآنى
مبنا در لغت به معناى اساس شىء است ( معين ، 1375 ش ، ج 3 ، ص 3777 ) . مبانى در اصطلاح تفسير به معناى باورها ، و اصول پذيرفته شده و مسلم مفسران است ( شاكر ، 1382 ش ، ص 40 ) . برخى آن را پيش فرضهاى بنيادين مىدانند ( رضايى اصفهانى ، 1389 ش ، ص 112 ) . در اين تحقيق نيز مبانى به معناى پيش فرضهاى بنيادين و اصول مسلم است كه در بهره گيرى