ج . ابوعمرو « إينَّ » با مد خوانده است ( ابن ابى مريم ، 1414 ق ، ج 1 ، ص 547 ) . اين وجه قرائى نيز مانند قرائت « أئنَّ » استفهام است .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : به نظر مىرسد قرائت « أئنَّ لَنَا لأَجْرًا » هماهنگ با سياق آيات است ؛ زيرا در آيه بعد
« قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ »
( اعراف : 114 ) واژه « نَعَمْ » ذكر شده است كه اين واژه دلالت دارد در آيه قبل استفهام و پرسشى بوده كه چنين پاسخى را مىطلبيده است .
5 .
( إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِيَ عَنْكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئاً وَ لَوْ كَثُرَتْ وَ أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ )
( انفال : 19 )
« [ اى مشركان ] اگر شما پيروزى [ حق ] را مىطلبيد ، اينك پيروزى به سراغ شما آمد [ و اسلام پيروز شد ] و اگر [ از دشمنى ] بازايستيد ، آن براى شما بهتر است و اگر [ به جنگ ] برگرديد ما هم بر مىگرديم ، و [ بدانيد ] كه گروه شما هر چند زياد باشد ، هرگز از شما چيزى را دفع نتوانند كرد و خداست كه با مؤمنان است » .
حرف « أَنَّ » به دو وجه « أَنَّ » و « إِنَّ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « أَنَّ » به فتح الف است كه قرائت نافع ، ابن عامر و حفص است ( ابن مهران ، 1408 ق ، ص 190 ) . « أَنَّ » به فتح در محل نصب به لام محذوف است : « وَلَن تُغْنِى عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْئًا لكَثُرَتها وَلأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِين » ( كرمانى ، 1422 ق ، ص 191 ) . طرفداران قرائت مشهور به سياق آيات استناد مىكنند كه مىفرمايد :
« وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ »
( انفال : 18 ) و « وَأَنَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابَ النَّارِ » ( انفال : 14 ) ؛ بنابراين « وَأَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُؤْمِنِين » عطف به جمله
« وَ أَنَّ اللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ الْكافِرِينَ »
است ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 310 ) .
ب . ساير قراء « إِنَّ » به كسر الف قرائت كرده اند ( دمياطى ، 1407 ق ، ص 236 ) . قرائت « إِنَّ » به كسر بنا بر استينافيه بودن جمله است ( نحاس ، 1421 ق ، ج 2 ، ص 94 ) . قرائت « إِنَّ » به كسر يارى خداوند متعال را تأكيد مىنمايد ؛ زيرا « إِنَّ » خبر مابعد را تأكيد مىنمايد . ابن مسعود « واللّه مع المؤمنين » قرائت كرده است و قرائت وى مؤيد قرائت به كسر است ؛ زيرا بدون واو خوانده است ( سالم محيسن ، 1408 ق ، ج 2 ، ص 189 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 491 ) .