3 .
( وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ )
( انعام : 109 )
« و با سختترين سوگندهايشان ، به خدا سوگند خوردند كه اگر معجزهاى براى آنان بيايد ، حتماً بدان مىگروند . بگو : « معجزات ، تنها در اختيار خداست . » و شما چه مىدانيد كه اگر [ معجزه هم ] بيايد باز ايمان نمىآورند » .
واژه « أَنَّهَا » به دو وجه « أَنَّهَا » و « إِنَّهَا » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « أَنَّهَا » به فتح همزه است ( مكى بن ابى طالب ، بى تا ، ص 207 ) . در قرائت « أَنَّهَا » به فتح همزه چهار وجه بيان شده است :
1 . ممكن است « أنَّ » به معناى « لَعلَّ » باشد ( رمانى ، 1404 ق ، ص 112 ) . خليل معتقد است « أنَّ » به معناى « لَعلَّ » است ، سيبويه مىگويد : « خليل « أنَّ » در اين آيه را مانند اين سخن عرب : « إئتِ السوق أنَّك تشترى لنا شيئاً » مىداند كه أنَّك در آن به معناى لعلَّك است . آيه شريفه نيز گويا مىفرمايد : « لعلَّها إذا جاءت لا يؤمنون » ( سيبويه ، 1408 ق ، ج 3 ، ص 123 ) . قرائت ابى بن كعب « و ما أدراكم لعَلَّها إذا جاءتهم لا يؤمنون » اين وجه از معنا را تأييد مىنمايد ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 79 ) . زجاج نيز چون خليل و سيبويه اين وجه از معنا را نيكو مىداند ( زجاج ، 1408 ق ، ج 2 ، ص 228 ) . فراء آن را يكى از لغات عرب بر شمرده و مىگويد : « وللعرب فى لعلَّ لغة بأن يقولوا : ما أدرى أنَّك صاحبها ، يريدون لعلَّك صاحبها وهو وجه جيد أن تجعل « أنَّ » فى موضع لعلَّ » ( فراء ، بى تا ، ج 1 ، ص 350 ) . اما علامه طباطبايى اين وجه از معنا را نمىپذيرد و مىنويسد : « پارهاى از مفسرين گفتهاند : لفظ « أنَّ » به معناى « لعل » مىباشد . ولى اين حرف صحيح نيست ، براى اينكه آمدن اين لفظ به اين معنا به فرضى كه در كلام عرب ديده شده باشد بسيار كم است ، و نمىتوان كلام خداى تعالى را حمل بر آن نمود » ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 7 ، ص 320 )
2 . ممكن است « لا » در « لَا يُؤْمِنُونَ » زائده باشد ، بنا بر اين وجه از معنا ، تقدير آيه بدين شكل است : « و ما يشعركم أنَّها إذا جاءَت يؤمنون » ، يعنى كسانى از كفار كه پيشنهاد معجزه و آيه مىدهند اگر آيات ما به سوى ايشان آيد ، ايمان نمىآورند . حرف « أنَّ » منصوب به فعل « يشعركم » و