18 .
( وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ )
( ص : 45 )
« و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديدهور بودند به يادآور » .
واژه « عِبَادَنَا » به دو وجه « عِبَادَنَا » و « عَبدَنَا » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « عِبَادَنَا » به وجه جمع است ( ابن مجاهد ، 1988 م ، ص 554 ) . « عِبَادَنَا » در قرائت مشهور به وجه جمع خوانده شده است ؛ زيرا پس از كلمه « عِبَادَنَا » سه اسم « إبْرَاهِيمَ » و « إِسْحَقَ » و « يَعْقُوبَ » آمده است و هر سه اسم عطف بيان هستند ( ابن عاشور ، بى تا ، ج 23 ، ص 169 ) . بنا براين واژه عبادنا وصف تك تك انبيايى است كه نامشان در اين آيه ذكر شده است ( فراء ، بى تا ، ج 2 ، ص 406 ؛ ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 305 ) . زجاج « إبْرَاهِيمَ » و « إِسْحَقَ » و « يَعْقُوبَ » را بدل از « عِبَادَنَا » قرار داده است ( زجاج ، 1408 ق ، ج 4 ، ص 335 ) . منابع احتجاج قرائات مىگويند : قرائت به وجه جمع با اسامى كه پس از واژه « عِبَادَنَا » آمده است ، تناسب بيشترى دارد ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 631 ) . با توجه به مستند طرفداران قرائت مشهور ، سياق كلمات مؤيد قرائت به وجه جمع است .
برخى از مفسران معتقدند واژه « عِبَادَنَا » وصف براى هر سه پيغمبر است ؛ زيرا به غير از حضرت ابراهيم ديگر انبياء به عبد وصف شده اند : در برخى آيات حضرت نوح
« ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً »
( إسراء : 3 ) و حضرت عيسى
« إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنا عَلَيْهِ وَ جَعَلْناهُ مَثَلًا لِبَنِي إِسْرائِيلَ »
( زخرف : 59 ) عبد خوانده شده اند ( فخر الدين رازى ، 1420 ق ، ج 26 ، ص 400 )
طبرى قرائت مشهور را به علت اجماع قراء بر آن برتر مىداند ( طبرى ، 1412 ق ، ج 23 ، ص 109 ) .
ب . ابن كثير « عَبدَنَا » به وجه مفرد خوانده است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 361 ) . در قرائت « عَبدَنَا » به وجه مفرد خداوند به خاطر تكريم و تشريف ، « ابراهيم » را به خود نسبت داده است ( ابن ابى مريم ، 1414 ق ، ج 3 ، ص 1101 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 231 ) . در اين صورت « ابراهيم » بدل از ( عبدنا ) و نامهاى بعدى عطف به « ابراهيم » خواهد بود . فخر رازى مىنويسد : « قرأ ابن كثير : عبدنا على الواحد وهى قراءة ابن عباس ، ويقول إن قوله : عبدنا تشريف