به ميان آمده است و نيازى به تكرار دوباره آن نيست ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 146 ) .
ب . حمزه و كسايى « سُرُجاً » به وجه جمع خوانده اند ( دانى ، 2005 م ، ص 646 ) . « سُرُجَاً » به معناى كواكب است ؛ زيرا هر ستاره اى خود سراج است ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 266 ) . در اين وجه قرائى ستارگان به سُرُج تشبيه شده اند ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
« وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ »
( فصلت : 12 ) ( ابن ابى مريم ، 1414 ق ، ج 2 ، ص 932 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء واژه « سِرَاجًا » را به دو وجه « سِرَاجًا » و « سُرُجاً » قرائت كرده اند . منابع احتجاج قراءات ، سياق جملات را قرينه اى بر تقويت قرائت مشهور مىدانند . به نظر مىرسد سياق جملات و كلمات مؤيد قرائت مشهور است . توضيح آن كه خداوند متعال در اين آيه شريفه از نعمتهاى خود در آسمان ياد مىكند . در جمله اول مىفرمايد :
« جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً »
كه منظور از « بُرُوجًا » ستارگان است و در جمله
« وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً »
از « سِرَاجًا » و « قَمَرًا » نام مىبرد كه منظور از قمر همان ماه است و با توجه به « بُرُوجًا » و « قَمَرًا » بايد مراد از « سِرَاجًا » شمس باشد . بنابراين قرائت مشهور هماهنگ با سياق جملات و كلمات است .
از طرفى سياق آيات نيز مؤيد قرائت مشهور است ؛ در آيه بعد
« وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً »
( فرقان : 62 ) ذكر « اللَّيْلَ » و « النَّهَارَ » متناسب با ذكر « شمس » و « قمر » است ، پس قرائت « سِرَاجًا » به معناى « شمس » هماهنگ با سياق آيات خواهد بود .
16 .
( وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ )
( عنكبوت : 50 )
« و گفتند : « چرا بر او از جانب پروردگارش نشانههايى [ معجزهآسا ] نازل نشده است ؟ » بگو : « آن نشانهها پيش خداست ، و من تنها هشدار دهندهاى آشكارم » .
واژه « آيَاتٌ » به دو وجه « آيَاتٌ » و « آيَة » قرائت شده است :