تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
قراءة قوله : ال مُسْتَوْدَعٌ بفتح الدال على وجه ما لم يسم فاعله ، فإجراء الأول ، أعنى قوله : فمستقر عليه أشبه من عدوله عنه » ( طبرى ، 1412 ق ، ج 7 ، ص 194 ) . ب . ابن كثير و ابوعمرو « فَمُسْتَقِرٌّ » به كسر قاف قرائت كرده اند ( ابن جزرى ، 1421 ق ، ص 111 ) . بنا بر اين قرائت ، « فَمُسْتَقِرٌّ » اسم فاعل و به معناى اشخاص است ( سمين حلبى ، بى تا ، ج 5 ، ص 66 ) . در قرائت به كسر قاف « فَمُسْتَقِرٌّ » به معناى « قار » است و خبر آن محذوف است « فمنكم مستَقِرٌّ فى الأرحام » ( هررى ، 1426 ق ، ج 8 ، ص 534 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1405 ق ، ص 168 ) . علامه طباطبايى بر خلاف طبرى ، قرائت به كسر قاف را ارجح دانسته و مىنويسد : « بنا بر قرائت به فتح قاف تقدير آيه « فمنكم من هو فى مستقر و منكم من هو فى مستودع » است . و بنا بر قرائت به كسر قاف - كه بهتر نيز مىباشد - مستقر اسم فاعل و مستودع اسم مفعول و تقدير آن « فمنكم مستقر و منكم مستودع » است يعنى بعضى از شما كسانى هستند كه مستقرند ، و بعضى ديگر آنان هستند كه مستقر نيستند » ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 7 ، ص 288 ) . به نظر مىرسد علت برترى قرائت به كسر در نزد علامه مربوط به معنايى مىشود كه علامه از معناى « فَمُسْتَقَرٌّ » و « مُسْتَوْدَعٌ » دارد ، وى معتقد است : « مراد از « فَمُسْتَقَرٌّ » آن افرادى است كه دوران سير در اصلاب را طى كرده و متولد شده و در زمين كه به مقتضاى آيه
« وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ »
قرارگاه نوع بشر است مستقر گشته ، و مراد از « مُسْتَوْدَعٌ » آن افرادى است كه هنوز سير در اصلاب را تمام نكرده و به دنيا نيامده و بعدا متولد خواهند شد » ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 7 ، ص 289 ) . تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : واژه « فَمُسْتَقَرٌّ » به دو وجه « فَمُسْتَقَرٌّ » و « فَمُسْتَقِرٌّ » قرائت شده است . منابع احتجاج قراءات ، قرائت « فَمُسْتَقَرٌّ » به فتح قاف را هماهنگ با سياق جملات مىدانند . اقوال مفسران در اين جا مختلف است . طبرى قرائت مشهور را هماهنگ با سياق و علامه قرائت به كسر را هماهنگ با سياق مىداند و اين اختلاف ديدگاه مربوط به نوع رويكردى است كه مفسران به موضوع سياق دارند . طبرى در توجيه قراءات رويكردى شبيه به رويكرد منابع احتجاج دارد و سياق را هماهنگى الفاظ مىداند ؛ اما علامه به سياق معنوى توجه