مشهور را برتر مىداند ؛ زيرا فعل « شرب » به معناى نوشيدن با « آب » تناسب دارد ( طبرسى ، 1372 ش ، ج 2 ، ص 616 ) . بنابراين سياق جملات مؤيد قرائت مشهور است .
كسايى سياق كلمات را علت اختيار قرائت خود دانسته و مىگويد : اگر به جاى « اغْتَرَفَ » ، فعل « غرف » بود ، من قرائت « غَرْفَةً » به فتح غين را اختيار مىكردم ( ابن منظور ، 2005 م ؛ زبيدى ، 1414 ق ، ماده غرف ) . طبرى نيز با الهام از سخن كسايى مىنويسد : « وأعجب القراءتين فى ذلك إلى ضم الغين فى الغرفة بمعنى : إلا من اغترف كفا من ماء ، لاختلاف غرفة إذا فتحت غينها ، و ما هى له مصدر وذلك أن مصدر اغترف اغترافة ، وإنما غرفة مصدر غرفت ، فلما كانت غرفة مخالفة مصدر اغترف ، كانت الغرفة التى بمعنى الاسم على ما قد وصفنا أشبه منها بالغرفة التى هى بمعنى الفعل » ( طبرى ، 1412 ق ، ج 2 ، ص 392 ) . با توجه به اين مطلب ، طبرى نيز همانند كسايى سياق كلمات را علت اختيار قرائت « غُرْفَةً » مىداند .
اين مورد از مواردى است كه اين فرضيه را تقويت مىكند كه قراء در اختيار قرائت به سياق توجه داشته اند ، چنان كه كسايى علت اختيار قرائت خود را سياق كلمات مىداند . ابوعمرو نيز با توجه به معناى لغوى قرائت مشهور را اختيار نموده و به لغت استناد مىكند . يكى از محققان دانش قرائات نيز بر اين باور است كه قرائت قاريان همگى مبتنى بر روايت نبوده بلكه گاه قارى تحت تأثير عوامل گوناگون از جمله روايت ، نحو ، رسم و . . . قرائتى را براى خود جايز مىدانسته كه اين قرائت در پاره اى از موارد بر اساس اختيار و گزينش و مرويات و در پاره اى از موارد اجتهاد شخص قارى با تكيه بر قواعد زبان و رسم الخط و . . . بوده است ( حاجى اسماعيلى ، مجله مطالعات اسلامى ، ص 62 ) .
2 .
( قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً )
( كهف : 66 )
« موسى به او گفت : « آيا تو را - به شرط اينكه از بينشى كه آموخته شدهاى به من ياد دهى - پيروى كنم » ؟
واژه « رُشْدًا » به دو وجه « رُشْدًا » و « رَشَدَا » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « رُشْدًا » به ضم راء و سكون شين است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 311 ) . كلمه « رشد » در معنا مخالف « غى » است ، « رُشد » به معناى اصابت به واقع و صواب ؛