به نظر مىرسد اين عده تنها به سياق نحوى آن هم به جزيى از جمله كه خبر است توجه داشته اند ؛ در حالى كه سياق معنوى آيه مؤيد قرائت مشهور است . چنان كه علامه مىگويد سياق آيه مورد بحث با آيه
« إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللَّهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتِي ثَمَناً قَلِيلًا وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ »
( مائده : 44 ) تجديد شده و سياق نوى گشته است ( طباطبايى ، 1427 ق ، ج 5 ، ص 345 ) ،
بنابراين آيات 44 تا 47 در سياق واحدى قرار گرفته و راجع به اهل كتاب است ، پس اگر تمام كلمات در آيه
« وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ »
به نصب قرائت شود ، تمام احكامى كه در آيه بيان مىشود راجع به اهل كتاب خواهد بود . اما در قرائت به رفع « الجُرُوحُ » احكام قبل كه به نصب قرائت شده است راجع به اهل كتاب و حكم جمله « الجُرُوحُ قِصَاصٌ » مربوط به امت رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم خواهد بود كه با سياق آيات قبل و بعد كه خبر از اهل كتاب به ويژه يهود است ، تناسب ندارد . علاوه بر آن اگر تمام جملات به نصب قرائت شود سياق نحوى نيز هماهنگ با سياق معنوى خواهد بود ؛ زيرا در اين صورت تمام جملات داراى اسم منصوب هستند كه « أنَّ » از جملات به دلالت جمله اول حذف شده است .
در قرائت كسايى كه همه را به رفع قرائت كرده است اگر واو در جمله
« وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ »
استينافيه در نظر گرفته شود در اين صورت حكم
« أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ »
مربوط به يهود و ديگر احكام
« وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ »
تشريعى جديد براى امت اسلام خواهد بود كه اين وجه نيز با سياق آيات كه سخن از يهود است ، هماهنگى ندارد .
بنابر آن چه بيان شد ، وجه مشترك قرائتهاى مذكور ، تشريع قانون قصاص است . همه اين قرائتها در اين مسأله متفقند كه حكمِ قصاص نفس در تورات آمده است ، اما آيا احكام قصاص اعضاى بدن و يا جروح در تورات بوده يا اسلام