تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
ب . ابن كثير ، ابوعمرو وابن عامر كلمات « الْعَيْنَ » ، « الأَنفَ » ، « الأُذُنَ » ، و « السِّنَّ » را به نصب قرائت كرده اند ؛ اما واژه « الجُرُوحُ » را به رفع خوانده اند ( ابن مجاهد ، 1988 م ، ص 244 ) . در اين وجه از قرائت كلمات « الْعَيْنَ » ، « الأَنفَ » ، « الأُذُنَ » ، و « السِّنَّ » به نصب خوانده شده اند ؛ زيرا عطف به جمله
« أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ »
هستند ؛ اما كلمه « الجُرُوحُ » به رفع خوانده شده است تا مبتدا و كلمه « قِصَاصٌ » خبر آن باشد . بنابراين جمله « وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ » مستأنفه و منقطع از كلام قبل است ؛ ابن زنجله در بيان دلايل طرفداران قرائت به رفع « الجُرُوحُ » مىنويسد : اين قراء با قرائت « الجُرُوحُ » به رفع ، جمله
« وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ »
را منقطع از كلام قبل و جمله اى مستأنفه در نظر گرفته اند ؛ زيرا در جمله « وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ » بر خلاف جملات قبل ، اعراب خبر در آن مشخص است . بنابراين در اين وجه از قرائت ، جملات
« وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ »
،
« وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ »
،
« وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ »
و
« وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ »
كه اعراب خبر در آن مشخص نيست به هم عطف شده اند ؛ اما جمله « وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ » كه اعراب خبر در آن مشخص است و خبر مانند جملات قبل جار و مجرور نيست ، مستأنفه در نظر گرفته شده است ( ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 227 ) . مكى بن ابى طالب نيز به همين علت اين وجه از قرائت را برتر مىداند ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 410 ) . در اين وجه قرائى ، احكام قبل كه به نصب قرائت شده است راجع به اهل كتاب و حكم جمله « الجُرُوحُ قِصَاصٌ » مربوط به امت رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم خواهد بود . ج . كسايى هر پنج واژه « الْعَيْنُ » ، « الأَنفُ » ، « الأُذُنُ » ، « السِّنُّ » و « الْجُرُوحُ » را به رفع خوانده است ( ابن جزرى ، بى تا ، ج 2 ، ص 254 ) . كسايى به روايتى از رسول خدا صلى الله عليه وآله و سلم استناد مىنمايد كه پيامبر هر پنج واژه را به رفع قرائت فرمودند ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 409 ) . ابوعلى فارسى سه وجه را در اعراب به رفع ذكر كرده است : 1 . رفع كلمات بنا بر عطف جمله بر جمله است چنان كه مفرد به مفرد عطف مىشود . 2 . رفع كلمات بنا بر عطف به محل جمله « أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ » است ، زيرا معناى جمله
« وَ كَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ »
، « قلنا لهم النفس بالنفس » است اين معنا يا به علّت اين است كه « كتبنا » جانشين « قلنا » شده ، يا به خاطر اين است كه « النَّفْسَ بِالنَّفْسِ » جمله‌اى است كه هم مىتواند مفعول كتب واقع شود و هم مفعول قرأ .