حضرت آدم را نجات داد ، پس كلمات نجات دهنده و فاعل و آدم نجات يافته و مفعول به است ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 237 ) .
برخى به قرائت ابن كثير اشكال نحوى وارد نموده و مىگويند : چرا با وجودى كه فاعل يعنى واژه « كَلِمَاتٌ » مؤنث است ، فعل به صورت مذكر ذكر شده است ؟ مكى در پاسخ به اين اشكال سه دليل مىآورد :
1 . در اين عبارت بين فعل « فَتَلَقَّى » و فاعل « كَلِمَاتٌ » فاصله است و در اين گونه موارد حذف علامت تأنيث از فعل نيكوست و اين اصلى است كه در كل قرآن كريم مشاهده مىشود .
2 . از آن جا كه دو واژه « كلام » و « كلمات » به يك معنا هستند فعل بر معنا حمل شده و بدون علامت تأنيث آمده است .
3 . واژه « كَلِمَاتٌ » مؤنث غير حقيقى است ؛ بنابراين فعل جايز است به هر دو صورت مؤنث و مذكر ذكر شود ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 237 ) .
برخى از مفسران معناى هر دو قرائت را يكى دانسته و مىگويند : افعال متعدى در كلام عرب سه گونه اند :
1 . در برخى از افعال متعدى آن چه فاعل واقع مىشود جايز است در موضع مفعول به نيز قرار گيرد ، مانند : « ضرب زيد عمراً » .
2 . آن چه فاعل فعل متعدى است جايز نيست مفعول به واقع شود ، مانند : « أكلت الطعام وشربت الماء » .
3 . برخى از افعال اسنادشان به فاعل با اسنادشان به مفعول داراى يك معناست ، مانند : نالنى كذا ونلته ( ابوالفتوح رازى ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 226 - 227 ؛ طبرسى ، 1372 ش ، ج 1 ، ص 199 ) . و فعل « فَتَلَقَّى » از اين نمونه است .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء در قرائت اعراب واژههاى « آدَم » و « كَلِمَات » اختلاف كرده و در قرائت مشهور ، واژه « آدَمُ » مرفوع و واژه « كَلِمَاتٍ » منصوب خوانده شده است . ابن كثير بر خلاف قرائت مشهور « كَلِمَاتٌ » را مرفوع و « آدَمَ » را منصوب قرائت كرده است . به نظر مىرسد مىتوان دلايل ذيل را علت اختيار قرائت مشهور دانست :
1 . اجماع قراء بر قرائت مشهور ، تنها ابن كثير است كه بر خلاف ساير قراء عمل كرده است .
اثر سياق در اختيار قراءات ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: زهرا قاسم نژاد
ص٣٥٩