وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ )
( بقره : 223 )
شباهت دارد ، بنابراين از اين شباهت چنين به نظر مىرسد ، مراد از امر به آمدن در آيه مورد بحث ، امر تكوينى است ( طباطبايى ، 1417 ق ، ج 2 ، ص 211 ) .
آيت الله معرفت از اين نوع سياق به سياق عام تعبير مىنمايند ( معرفت ، 1383 ش ، ج 1 ، ص 70 ) و با استناد به واژههاى « متشابها » و « مثانى » در آيه :
( اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ )
( زمر : 23 ) نتيجه مىگيرند كه آيات قرآن از نظر لحن و اسلوب و سياق شبيه به هم بوده و هيچ اختلافى با هم ندارند و تعبير « مَثانِى » نيز حاكى از انعطاف برخى آيات به بعضى ديگر است ؛ به گونه اى كه برخى از آنها شاهد برخى ديگر است ( معرفت ، 1383 ش ، ج 1 ، صص 70 - 74 ) .
با توجه به اين كه در اين تحقيق ، تعريف سياق بر مبناى قرينه پيوسته لفظى مورد اعتناست ، سياق قرآن از انواع سياق به شمار نمىآيد ؛ زيرا اين نوع از سياق كه برخى از مفسران و علما به ويژه صاحب نظران اهل سنت به آن اشاره نموده اند ، از قرينه پيوسته لفظى به شمار نمىآيد . مىتوان اغراض اساسى قرآن ، معانى كلى و اسلوبهاى شايع در قرآن را از مبانى استفاده از سياق دانست . چنان كه در ابتدا نيز اشاره شد ، طرح اين مباحث و در نظر گرفتن آن هنگام تفسير در فهم مراد جدى آيات مؤثر است در حالى كه سياق با توجه به تعريف آن بر مبناى قرينه پيوسته لفظى ، در فهم مراد استعمالى مؤثر است .
2 - 1 - 4 - 2 . سياق سوره ها
عده اى از دانشوران علوم قرآن ، سورههاى قرآن را پيوسته و مرتبط با هم دانسته و در مواردى براى بيان ارتباط اولين آيه هر سوره با آخرين آيه سوره پيشين وجه مناسبتى ذكر كرده اند . روشن است كه مستند كار آنها چيزى جز سياق سورهها نيست ، ولى با توجه به اين كه به اتفاق اكثر مفسران و دانشمندان علوم قرآنى ، سورهها بر خلاف ترتيب نزول ، جمع آورى و تنظيم شده و اكثر آنان ترتيب فعلى سورهها را اجتهادى مىدانند ( سيوطى ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 124 ) و دليل