ابتداى آيه مشركان را تهديد نموده و در پايان نيز آنها را به زشتى و بزرگ شمردن كفرشان مورد خطاب قرار مىدهد » ( طبرى ، 1412 ق ، ج 14 ، ص 53 ) .
به نظر مىرسد سخن طبرى صحيح است و خطاب در اين آيه متوجه مشركان است و نمىتوان خطاب در ابتداى آيه
« فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ »
را متوجه مؤمنان دانست ؛ زيرا در هيچ آيه اى از قرآن كريم گزارش نشده كه مؤمنان در امرى عجله كرده باشند و تنها مسأله استعجال مشركين است كه در قرآن كريم به چشم مىخورد . خداوند متعال در آيه
« يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ »
( شورى : 18 ) استعجال را صريحا از مؤمنين نفى كرده است ؛ با توجه به سياق قرآن كريم خطاب در « فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ » بايد خطاب به مشركان باشد . پس بهتر است هر دو فعل « فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ » و « يُشْرِكُونَ » با تاء قرائت شود و اگر هم با توجه به قرائت مشهور « يُشْرِكُونَ » با ياء قرائت شود از باب التفات است كه خداوند متعال پس از خطاب روى سخن را از آنها برگردانده است .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : قراء فعل « يُشْرِكُونَ » را به دو وجه « يُشْرِكُونَ » و « تُشْرِكُونَ » قرائت كرده اند . منابع احتجاج قراءات و برخى از تفاسير ، قرائت « تُشْرِكُونَ » را هماهنگ با سياق جملات مىدانند .
54 .
( قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً )
( كهف : 26 )
« بگو : « خدا به آنچه درنگ كردند داناتر است . نهان آسمانها و زمين به او اختصاص دارد . وه ! چه بينا و شنواست . براى آنان ياورى جز او نيست و هيچ كس را در فرمانروايى خود شريك نمىگيرد » .
فعل « لَا يُشْرِكُ » به دو وجه « لَا يُشْرِكُ » و « لَا تُشْرِك » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « لَا يُشْرِكُ » به ياء و رفع كاف است ( دانى ، 2005 م ، ص 601 ) . فعل « لَا يُشْرِكُ » در قرائت مشهور ، فعل مضارع مرفوع است كه به وجه خبرى شرك را از خداوند متعال نفى مىكند . مكى اين وجه را اختيار و معتقد است با سياق و نظم كلام هماهنگ است