أو أُتِمَّ أو خُتِم ، أو أُدِّى أداءً ، أو أُوجِبَ أو أُعلِمَ أو أُنفِذَ أو أُمضِى فقد قُضِى » ( ابن منظور ، 2005 م ، ماده قضى ) .
زجاج دو وجه در معناى قرائت « يَقضِ » بيان مىكند :
1 . « يَقضِ » از « قَضاء » باشد ؛ بنابراين كلمه « الحَقَّ » منصوب و صفت براى مصدر محذوف است « القضاءَ الحَقَّ » . اين وجه ترجيح دارد ؛ زيرا جمله
« وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ »
دلالت بر قضاء دارد .
2 . « يَقضِ » به معناى « يَصنَعُ » باشد و كلمه « الحَقَّ » مفعول به است ( زجاج ، 1408 ق ، ج 2 ، ص 206 ) .
مستند قراء در اختيار اين وجه از قرائت سياق جملات است ؛ زيرا در پايان آيه آمده است :
« وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ »
و فصل تنها در قضاء است . البته طرفداران اين وجه از قرائت علاوه بر سياق جملات به ديگر آيات قرآن كريم
« وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ »
( غافر : 20 ) و قرائت ابن مسعود « إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلّهِ يَقضِى الْحَقَّ » نيز استناد مىكنند ؛ زيرا دخول ياء در قرائت ابن مسعود معناى قضاء را تأكيد مىكند ( سالم محيسن ، 1389 ق ، ج 1 ، ص 200 ؛ مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 434 ) .
برخى از مفسران قرائت « يَقضِ » را به دليل هماهنگى با سياق جملات صحيح تر مىدانند ( طبرى ، 1412 ق ، ج 7 ، ص 136 ؛ ابن جزى ، 1416 ق ، ج 1 ، ص 263 ) .
در اين وجه از قرائت بر فعل « يَقضِ » وقف نمىشود ؛ زيرا اگر بر ياء كه اصل فعل است وقف شود ، مخالف با رسم الخط است و اگر بر غير ياء وقف شود با اصل مخالف است ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 434 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : فعل « يَقُصُّ » به دو وجه « يَقُصُّ » و « يَقضِ » قرائت شده است ؛ قراء ، قرائت « يقضِ » را هماهنگ با سياق جملات مىدانند ؛ زيرا پايان آيه دلالت بر قضاء دارد و فصل در قضاء وجود دارد نه در قصص ، البته ابوعلى فارسى قصص در اين آيه شريفه را به معناى قول مىداند و معتقد است فصل در مورد قول نيز كاربرد دارد چنان كه در قرآن كريم آمده است :
« لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ما كانَ حَدِيثاً يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »
( يوسف : 111 ) بنابراين فصل در