سنگين بوده بنابراين حركت به لام انتقال داده شده و يكى از دو واو به علت التقاء ساكنين حذف شده است ( ابوحيان اندلسى ، 1420 ق ، ج 4 ، ص 97 ) . البته فخر رازى اين وجه از قرائت را بسيار ضعيف مىداند ( فخر الدين رازى ، 1420 ق ، ج 11 ، ص 242 ) . و برخى نيز اين وجه را تطويل و اجحاف به كلمه مىدانند ( سمين حلبى ، بى تا ، ج 4 ، ص 118 ) . طبرى اين وجه را به كلى رد مىنمايد ؛ زيرا واو در « تَلْوُواْ » واو جمع است و تبديل آن به همزه و حذف آن صحيح نيست ( طبرى ، 1412 ق ، ج 5 ، ص 209 ) .
مكى بن ابى طالب براى هر يك از اين وجوه قرائى دلايلى را ذكر مىنمايد كه در خلال آن به نقش سياق در اختيار قرائت « تَلُوا » به ضم لام به معناى ولايت اشاره نموده و مىگويد : « فدليل حمله على « ولى » أن بعده « أو تعرضوا » فهو نقيض « تَلُوا » ، لأن ولاية الشىء الإقبال عليه ، ونقيضه الإعراض عنه » ( مكى بن ابى طالب ، 1404 ق ، ج 1 ، ص 399 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : فعل « تَلْوُواْ » به دو وجه « تَلْوُواْ » و « تَلُوا » قرائت شده است . برخى قرائت « تَلُوا » را هماهنگ با سياق كلمات دانسته اند ؛ زيرا فعل « تَلُوا » به معناى اقبال و روى آوردن است و فعل « تُعْرِضُواْ » به معناى ترك كردن و روى گرداندن است كه نقيض فعل « تَلُوا » مىباشد .
4 .
( قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلِينَ )
( انعام : 57 )
« بگو : من از جانب پروردگارم دليل آشكارى [ همراه ] دارم ، و [ لى ] شما آن را دروغ پنداشتيد ، [ و ] آنچه را به شتاب خواستار آنيد در اختيار من نيست . فرمان جز به دست خدا نيست ، كه حق را بيان مىكند ، و او بهترين داوران است » .
فعل « يَقُصُّ » به دو وجه « يَقُصُّ » و « يَقضِ » قرائت شده است :
الف . قرائت مشهور آيه « يَقُصُّ » است . نافع ، ابن كثير و عاصم « يَقُصُّ » با ضم قاف و صاد مشدد قرائت كرده اند ( قاضى ، 1375 ق ، ص 104 ) .
در معناى قرائت مشهور دو احتمال وجود دارد :