است . معناى قرائت حمزه مطابق با معناى وجه دوم در قرائت مشهور است كه عده اى « أزلَّ » را از « زلَّ عن المكان » به معناى دوركردن و راندن دانسته اند ( زجاج ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 107 ) .
منابع احتجاج قراءات ، سياق و بافت كلام را دليل اختيار قرائت « فَأَزَالهُمَا » دانسته و مىگويند : قرائت « فَأَزَالهُمَا » به معناى زوال ، هماهنگ با سياق آيات است ؛ زيرا در آيه قبل
« وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ »
( بقره : 35 ) خداوند متعال حضرت آدم و همسرش را به سكونت در بهشت امر مىكند . « اسكن » در آيه
« وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ »
به معناى « اثبت » نقطه مقابل « ازال » به معناى « زوال » است ( ابن جوزى ، 1422 ق ، ج 1 ، ص 56 ؛ ابن زنجله ، 1402 ق ، ص 93 ) . علاوه بر سياق آيات كه مؤيد و مرجح قرائت حمزه دانسته شده است ، عده اى سياق جملات در خود آيه
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما »
را مؤيد قرائت « فَأَزَالهُمَا » مىدانند و مىگويند : واژه « أخرج » تاكيد و بيانى براى « ازال » است ؛ زيرا خروج از مكان ، زوال از آن است ( ابن خالويه ، 1421 ق ، ص 74 ) . طبرى به علت آن كه واژه « أخرج » مرادف با « ازال » است ، براى فرار از تكرار قرائت جمهور را اختيار مىكند ( طبرى ، 1412 ق ، ج 1 ، ص 186 ) ؛ اما ابو على فارسى اين تكرار را داراى ارزش بلاغى دانسته و مىگويد : تكرار در اين جا تكرارى مفيد است كه به منظور تفخيم ، تعظيم و تقرير معنا در ذهنها تكرار شده است و هدف هشدار انسان نسبت به دشمنى شيطان است كه بايد از او حذر كرد ؛ زيرا شيطان بود كه پدر انسان را فريفت ( ابوعلى فارسى ، 1404 ق ، ج 2 ، ص 17 ) .
تحليل اثر سياق در اختيار قرائت : در آيه
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ »
قراء در قرائت فعل « فَأَزَلَّهُمَا » اختلاف دارند . حمزه آن را به الف بعد زاء و لام مخفف « فَأَزَالهُمَا » خوانده و بقيه قراء آن را با حذف الف و لام مشدد « فَأَزَلَّهُمَا » خوانده اند . طرفداران قرائت « فَأَزَالهُمَا » سياق آيات و جملات را قرينه اى بر تقويت قرائت خود مىدانند ، بر خلاف آن چه در منابع احتجاج قراءات ذكر شده ، مىتوان گفت : سياق جملات
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها » ، « فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فِيهِ » ،
قرينه اى بر تقويت قرائت « فَأَزَلَّهُمَا » است ؛ زيرا حرف « فاء » در « فَأَخْرَجَهُمَا » كه به عنوان رابط دو جمله ذكر شده است ، دلالت دارد جمله دوم « فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ » نتيجه و تفريع جمله اول
« فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها » ،
است . بنابراين ، ابتدا شيطان آن دو را به لغزش واداشته و نتيجه آن لغزش ، اخراجشان از بهشت بوده است . همچنين اگر ضمير در